روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٢٨ - در شريعت اسلام، فناء در غير ذات اقدس حق متعال ممنوع است
انسان نمىتواند انسان ديگرى را بپرستد و در وى فانى شود؛ زيرا اين موجب كمال او نمىگردد. كمال وقتى است كه معلول در علّت، و موجود ضعيف در موجود قوىّ فانى شود. و انسان هر چه هم پست باشد، انسان است؛ و انسان ديگر هر چه هم شريف باشد مثل انبيا و ائمّه و اولياءِ خدا باز هم انسان است. و لهذا فناى در نفوس اينان ممنوع و پرستش هر انسانى انسان دگر را، حرام شمرده شده است.
مگر آنكه نفوس مطهّره آدمى آيه و آئينه و شبكه براى ذات اقدس حقّ قرار گيرد؛ در اينصورت پيروى، پرستش ايشان نيست، پرستش خداست. و فناء در ذات ايشان نيست، فناء در ذات خداست.
انسان چون خليفة الله است و هيچ حدّى نمىتواند وى را محدود كند، فقط قابل فناء در ذات اقدس احديّت است؛ و پرستش و فناء در غير ذات مقدّس او محرّم و ممنوع گرديده است، امّا فناى در ذات خدا نهايت مطلوب است.
به همين دليل افراد متعبّد و متهجّد و صائم و مؤمن حقيقى و شيعه واقعى كه از مراحل اخلاص گذشته و در مرتبه خلوص واقع شدهاند و به فناى فى الله رسيدهاند، همه شكل و شمايل ظاهرى آنها هم زيبا و جميل ميگردد. همه انسانهاى نورانى و حَسن و نيكو صورت ميگردند. چون به مقام و درجه انسان واقعى خود رسيدهاند و آنرا حائز گشتهاند، و سيماى حقيقى خود را بازيافتهاند.
امّا مردمى كه گاو پرست و يا خورشيد پرست و ستارهپرست مىباشند، و همچنين بقيّه اصناف و انواع از فانيان در ذوات، چهره شان زشت و كريه المنظر و بدون نور و نورانيّت و گرفته مىشود؛ گرچه به رياضتها در دين خودشان مشغول شوند و بخواهند تطهير نفوسشان را بنمايند. به علّت آنكه آن تطهير در