روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٤٣ - بيان حداد كه التزام به طاعات و تجنب از معاصى بدون توجه به خدا، مجوسيت محضه است
ايشان سخت از وضع طهارت و نجاست حجّاج و مَعابر ناراحت است، و گويا نيز در وقت دخول به مسجد الخَيف ترشّحى از آن آبها به ايشان شده است، و ايشان را چنان متغيّر نموده بود كه: خداوندا! بارالها! ميخواهيم دو ركعت نماز با طهارت در مسجد تو بجاى آوريم، ببين مگر اين عربها و اين مردم با اين وضع و كيفيّت ميگذارند؟!
من به او پرخاش كردم و گفتم: مريدى از نزد استادش، حضور بزرگى رفت. آن مرد بزرگ به او گفت: ما عَلَّمَكُمْ استاذُكُم؟! «استاد شما به شما چه چيزى تعليم كرده است؟!» مريد گفت: عَلَّمَنا استاذُنا بِالْتِزامِ الطّاعاتِ و تَركِ الذُّنوبِ! «استاد ما به ما التزام به طاعتهاى خدا و ترك نمودن گناهان را تعليم نموده است»!
بيان حدّاد كه: التزام به طاعات و تجنّب از معاصى بدون توجّه به خدا، مجوسيّت محضه است
آن بزرگ گفت: تِلْكَ مَجوسيَّةٌ مَحْضَةٌ؛ هَلّا أمَرَكُمْ بِالتَّبَتُّلِ إلَى اللَهِ وَ التَّوَجُّهِ إلَيْهِ بِرَفْضِ ما سِواهُ؟!
«اين كارها صرفاً آداب دين مجوس است (زردشتيها كه قائل به دو مبدأ خير و شرّ، و نور و ظلمتاند). چرا شما را امر نكرد تا يكسره به سوى خدا برويد، و توجّهتان به وى باشد؛ به فراموش كردن و دور ريختن ما سواى خدا؟!»
آقا جان من! شما چرا دين خدا را عوض مىكنيد؟! چرا شريعت را وارد پيچ و خم مىنمائيد؟! چرا مردم را از خدا مىبُريد و به اعمالشان سوق ميدهيد؟! مگر دين رسول الله دين آسان و راحت نيست؟! مگر نفرمود:
بُعِثْتُ عَلَى شَرِيعَةٍ سَمْحَةٍ سَهْلَةٍ
. «من بر شريعت بدون گير و بند، و شريعت قابل إغماض و گذشت، و شريعت آسان مبعوث شدهام.»؟! مگر رسول خدا و أئمّه