روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٩٢ - مخالفت با رسول خدا در امر اسامه و پدرش، از لسان محيى الدين عربى
تِلاوَةِ سورَةِ بَرآءَةَ عَلَى أهْلِ مَكَّةَ. وَ قَدْ كانَ بَعَثَ بِها أبا بَكْرٍ ثُمَّ رَجَعَ عَن ذلِكَ فَقَالَ: لَا يُبَلِّغُ عَنِّى القُرْءَانَ إلَّا رَجُلٌ مِن أَهْلِ بَيْتِى.
فَدَعا بِعَلىٍّ فَأَمَرَهُ فَلَحِقَ أبا بَكرٍ. فَلَمّا وَصَلَ إلَى مَكَّةَ حَجَّ أبو بَكرٍ بِالنّاسِ وَ بَلَّغَ عَلىٌّ إلَى النّاسِ سورَةَ بَرآءَةَ وَ تَلاها عَلَيْهِم نيابَةً عَن رَسول اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ (وَ ءَالِهِ) وَ سَلَّم. [١]
«و سوره طه اختصاص به يازدهمين قطب دارد. و اين قطب همان كسى است كه نائب از حقّ تعالى است، همچنانكه علىّ بن أبى طالب نائب محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم بود در تلاوت سوره برائت بر اهل مكّه. چونكه پيامبر آن سوره را قبلًا با أبو بكر فرستاده بود، امّا از اين نظريّه برگشت و گفت: نبايد قرآن را تبليغ كند از طرف من مگر مردى كه از اهل بيت من باشد.
بنابراين، علىّ را فرا خواند و به او أمر كرد تا به أبو بكر ملحق شود. و چون علىّ به مكّه رسيد أبو بكر با مردم حجّ كرد و علىّ سوره برائت را برايشان خواند و تبليغ آنرا نمود به عنوان نيابت از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم.»
أقول: حجّ أبو بكر با مردم در اين سال طبق روايات عامّه است، ولى روايات خاصّه دارد كه: أبو بكر به مدينه بازگشت و علىّ ٧، هم تبليغ سوره برائت نمود و هم با مردم حجّ گزارد
______________________________ [١] «. فتوحات مكّيّه» طبع دار الكتب العربيّة الكبرى بمصر، ج ٤، ص ٧٨، باب ٤٦٣ در معرفت دوازده قطب كه عالَم زمانشان بر آنها دور ميزند. و محيى الدّين پس از شرحى ميگويد: فأقطابُ هذه الامّةِ اثْنا عَشَر قُطبًا علَيهم مَدارُ هذه الامّةِ، كما أنّ مَدارَ العالَمِ الجِسمىِّ وَ الجسمانىِّ فى الدّنيا وَ الآخِرَة علَى اثنَى عَشر بُرجًا، قَد وَكَّلهم اللهُ بظهورِ ما يكونُ فى الدّارَين مِن الكَون و الفَساد المُعتادِ و غيرِ المُعتادِ.
محيى الدّين از اين پس سورهاى را براى هر يك از اقطاب دوازده گانه اختصاص داده است و براى يازدهمين از ايشان سوره طه را معيّن نموده است.