روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٦١ - گفتار اهل توحيد در حال فناء، گفتار خداوند است
ميداند و ابن فارض شاگردش براى جميع اعصار قبلى. وى ميگويد
|
: وَ مِن فَضْلِ ما أسْأَرْتُ شُرْبُ مُعاصِرى |
وَ مَنْ كانَ قَبْلى فَالْفَضائِلُ فَضْلَتى [١] |
|
«و از ته مانده و باقيمانده آنچه را كه من نوشيدم، نوشيدن معاصرين من است و نوشيدن كسانى كه پيش از من بودهاند، بنابراين تمام فضائل عبارت است از بقيّه و زياد مانده نوشيدن من».
گفتار اهل توحيد در حال فناء، گفتار خداوند است
و أقول: بر اين اساس حمل مىشود كلام بسيارى كه جملاتى همچون «أنا الْحَقُّ» و يا «لَيْسَ فى جُبَّتى سِوَى اللَهِ» گفتهاند و يا آنچه را كه از أمير المؤمنين ٧ در خطبه بَيان و تُتُنْجيّه آمده است بر فرض صحّت خطبه و تماميّت إسناد و استنادش به آنحضرت.
زيرا اگرچه تفوّه به اين كلام، سخن حقّ است، وليكن از كُمَّلين اينگونه تعبيرات را كه به شَطَحيّات و طامات نام نهند، ديده نشده است. بزرگترين عارف، حضرت رسول أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم بوده است، و اينگونه تعبير نفرموده است؛ و گرنه بجاى قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ مىگفت: قُلْ أنَا اللَهُ أحَدٌ. أمير المؤمنين ٧ هم اوّلين شاگرد مكتب اوست، آنگاه در خطبه عمومى براى جميع مردم چنان و چنين بگويد، صحيح نيست. و لذا به همين دليل، سَنَد اين نحوه از روايات مردود است. آرى در مجالس خصوصى با بعضى از أحبّه و أعزّه از أولاد و يا از أصحاب براى معرّفى ذات حقّ و وصول بنده خدا به مقام فَناءِ فى الله اينگونه تعبيرات اشكال ندارد؛ گرچه بايد
______________________________ [١] «ديوان ابن فارض» طبع بيروت، دار صادر (سنه ١٣٨٢) ص ١١٦ سطر ٧٦١ از تائيّه كبرى كه معروف به نظم السّلوك است.
در «أقرب الموارد» گويد: أسْأَرَ الشّاربُ فى الإنآء إسَارًا: أبقَى فيه بقيَّةً، مثل سَأَرَ. و مِنه أسْأرَتِ الإبلُ فى الحَوض. و يقال: إذا شَرِبْتَ فَأسْئِرْ.