روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٥٤٢ - نشر كلمه شيطانيه كه اهل توحيد، اهل ولايت نيستند
نشر كلمه شيطانيّه كه: اهل توحيد، اهل ولايت نيستند
تا اينكه دو نفر از طلّاب شيخ و معمّم نجف كه مدّتها در نجف بدينگونه مجالس آشنائى پيدا كرده بودند و رفت و آمد داشتند و ديرى نپائيده بود كه با حضرت آقا هم آشنا شده و مانند سائر رفقا رفت و آمد داشتند، بناى نشر بعضى از مطالب غير صحيحه را درباره ايشان نزد رفقاى صميمى از كسبه و تجّار و گهگاهى هم نزد بعضى از محصّلين گذاردند؛ و مجموع انتشاراتشان پيرامون چند چيز بود كه همه را شاهد و دليل بر لزوم كناره گيرى رفقا از ايشان دانسته، و طبعاً موجب توجّه و ميلشان و انصرافشان از حدّاد به اين دو نفر مىشد:
١- آقاى حدّاد قائل به وحدت وجود است؛ و وحدت وجود كفر است؛ زيرا وحدت وجود ميگويد: همه چيز خداست. و يكى از آن دو نفر گفته بود: من روزى با آقا در كاظمين ميرفتيم، به سگى برخورد كرديم گفت: اين سگ هم خداست.
٢- ايشان و رفقايشان داراى ولايت نيستند، و خود را اهل توحيد ميدانند. در مجالس و محافلشان قرآن خوانده ميشود و در موقع قرائت قرآن گريه مىكنند؛ و يا غالباً دعاهاى خمسة عشر و جوشن كبير كه أسماء الله است، و يا اشعار ابن فارض مصرى سنّى خوانده ميشود و ايشان گريه مىكنند؛ و مانند سائر مجالس، روضه خوان دعوت نمىكنند كه روضه بخواند و بر اهل بيت گريه كنند.
٣- ايشان طبق رويّه مرحوم قاضى بسيارى از أوقات مطالبى را از محيى الدّين عربى نقل مىكنند؛ و كفر و زندقه او هم معلوم است كه علماء بر ردّ او مطالبى گفتهاند و در كتب مسطور است، و حتّى شيخ أحسائى به وى لقب مُميت الدّين داده است.
٤- ايشان اشعار «مثنوى» ميخوانند؛ و ملّاى رومى يك مرد وحدت وجودى بوده است. علاوه يك مرد سنّى و مخالف با اهل بيت و أمير المؤمنين