روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٧٠ - رد صاحب«روضات» بر محيى الدين و بر جميع عرفاء
نَعَمْ فى هذِهِ الطّآئِفَةِ جَماعَةٌ عَلَيحِدَةٍ يَنظُرونَ دآئِمًا إلَى أمْثالِ هَؤُلآءِ الْمَلاحِدَةِ بِعَيْنٍ واحدَةٍ؛ مِثْلُ ابْنِ فَهْدٍ الْحِلّىِّ، وَ شَيْخِنا الْبَهآئىِّ، وَ مَوْلانا مُحْسِنِ الْكاشىِّ، وَ الْمَوْلَى مُحَمَّد تَقىٍّ الْمَجْلِسىِّ، وَ الْقاضى نورِ اللَهِ التُّسْتَرىِّ، وَ لاسيَّما الْمُتَأَخِّرِ مِنهُمُ الْمُتَلَقِّبِ مِن أجْلِ ذلِكَ بِ «شيعه تراش».
«آرى در ميان اين طائفه عظيم و گسترده از فقهاى شيعه، جماعتى هستند جدا و بر كنار كه پيوسته به أمثال اين صوفيان و عرفاى مُلحِد با يك چشم مىنگرند؛ مانند ابن فَهد حلّى، و شيخ بهائى، و مولى محسن كاشانى، و مولى محمّد تقى مجلسى، و قاضى نور الله شوشترى، و بخصوص اين مردى كه در عبارت ما متأخّر آمده است و به سبب همين يك چشمى بودنش وى را به شيعه تراش لقب دادهاند.»
صاحب «روضات» شرحى از بيان قاضى نور الله در اثبات تشيّع محيى الدّين بيان ميكند؛ و با اشاره به آنكه قاضى نور الله كه در صدد برآمده است تا سخنان كفر آميز و إلحادآور و زندقه خيز محيى الدّين را تصحيح كند، كجا ميتواند از عهده آن برآيد، مطلب را خاتمه داده است. [١]
ما در اينجا در نقل مطالب «روضات» درباره محيى الدّين عربى، به تمام جهات ضعف و نقاط إشكالى كه به او وارد ساختهاند، با گسترشى بالنّسبه وسيع نگريستيم و آنها را در اينجا ذكر نموديم، تا با ملاحظه و مشاهده مدبّران و مطالعه كنندگان، جميع جوانب وى از مدح و ذمّ، و تحسين و تقبيح، و تسليم و تكفير، و تعديل و تفسيق، و تسنّن و تشيّع وى با دقّت ملاحظه شود و روى آن كنجكاوى به عمل آيد، و خداى ناكرده مانند گفتار مصنّف، وى را با يك چشم
______________________________ [١] «روضات الجنّات» طبع سنگى، ج ٤، ص ١٩٣ تا ص ١٩٦