روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٧٦ - بعضى از مكاتيب حاج سيد هاشم حداد به خط خود براى حقير
هر بيمار. اوست ظاهر؛ بنابراين ما سواى او هر چه هستند از موجودات و مخلوقات، حجاب و پرده او ميباشند كه او را در زير إنّيَّت خود پنهان ميدارند.
پس كسيكه داراى چشم بصيرت باشد و از درها و ابواب حجاب او عبور كند، او قدرت و سلطنتش را به وى مىنماياند؛ و سلطان و عظمتش را بالعيان مشاهده مىنمايد؛ و او را از هستى و إنّيّت وجودى و تعلّقى پستش بواسطه إنّيّت وجودى خود غائب و مستور مىنمايد، بطوريكه مشاهده إنّيّت مجازى خود نكند، و در إنّيّت حقيقى او متجلّى باشد. بنابراين شأن و مقامش را عظيم ميگرداند.
بنابراين در ميان عارف و پروردگارش سرّى است سخت و سنگين در سينه او، و حُكمى است كه او را به بركتها و ارزشهاى غيبى پروردگارش مىكشاند و ميرساند. و آن بركتها و ارزشهاى غيبى هستند كه غذاى او و شراب او ميباشند. پروردگار براى مرد عارف، حقيقت توحيد و جوهره آنرا ظهور ميدهد. و عارف بواسطه آن حقيقت از سائر مخلوقات امتياز پيدا مىنمايد. آن حقيقت با او مواصله و سر و كار پيدا ميكند، و او را در حضرت حقّ مىنشاند، و به علوم أزليّه إلهيّه عجيبه اختصاص ميدهد.
پس نسبت حقيقت عارف با حقّ تعالى ذاتى است؛ نزديك است؛ بدون حركتى از معنيى به معنيى، و نه انتقالى، و نه گذشتهاى و نه آيندهاى و نه حالى. و آن حقّ در سرّ عارف مكشوف است. حقّ او را از سرّ پنهان خود امداد ميكند؛ و لهذا پوشش و حجاب عارف از سرّ حقّ شناخته گرديده است.
و تمامى محسوسات پوچ و باطل است. علَيهذا چشم بصيرتت را خوب باز كن تا امر شگفتى را ببينى! مىيابى تمام نظاره كنندگان را در تمام چشم بر هم زدنها و در تمام خطوراتى كه بر نفسشان وارد مىشود كه اوست تنها نظر كننده و بيننده؛ و تمام اين موجودات قيام به او دارند. چرا كه اين موجودات و ممكناتِ