روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٢٠٧ - تفسير سوره توحيد به مدت ده روز در مشهد مقدس به امر حضرت آقا
كلمه مباركه «هُوَ» است خاتمه يافت.
از عجائب و غرائب اين تفسير اين بود كه:
اوّلًا: حقير اصلًا مطالعهاى گرچه يك سطر باشد نكردم، و اصولًا با خود كتابى و يا تفسيرى همراه نداشتم. آنچه بود إنشائاتى بود كه بيان مىشد. و مطالبى ناشنيده و ناخوانده و ناگفته بيان مىشد كه من خودم هم تعجّب ميكردم از رقّت معنى و علوّ مُفاد و دقّت مَغزَى و مراد؛ و پر روشن بود كه إلقاء آنها از حضرت ايشان بود، و حقير در حكم بلندگوئى حاكى آن معانى بودم. چرا كه تا به حال بنده چنين تفسيرى را بدين وضع و كيفيّت نگفتهام. و اكنون تأسّف ميخورم كه اگر آن مطالب ضبط مىشد، خود به خود يك تفسير كاملى از اين سوره مباركه بود كه براى مطالعه و نظر اهل عرفان و توحيد در دسترسشان قرار ميگرفت. گرچه اين مطالب به قول مرحوم قاضى مطالبى است كه از آنجا كه مىآيد به همان جا برميگردد.
ثانياً: در ابتداى اين تفسير، حقير آنرا بدين گونه قسمت نكردم؛ بلكه روز اوّل كه شروع كردم احتمال ميدادم تمام اين سوره كه يك سطر بيش نيست، در همان روز خاتمه يابد و در مدّت يك ساعت پيرامون اطراف و جوانبش كاملًا بحث شود. امّا بدين صورت و كيفيّت درآمد كه بدون تكرار مطلبى، در يازده جلسه پايان پذيرد.
ثالثاً: مقارنه ١١ جلسه با كلمه مباركه هُوَ بسيار عميق است. چرا كه حضرت آقاى حدّاد به قدرى در فناى در اسم هُوَ قوىّ بود كه مرحوم قاضى ميفرموده است: سيّد هاشم مثل اين سُنّىهاى متعصّب است كه ابداً از عقيده توحيد خود تنازل نمىكند؛ و در ايقان و اذعان به توحيد چنان تعصّب دارد كه سر از پا نمىشناسد.
يعنى چنانچه بعضى از اين سنّىها را پول دهى و مقام دهى و دنيا را جمع