روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٧٤ - صبر و تحمل حداد در شدائد و امتحانات الهيه ناگفتنى است
الهيّه، او را از توجّه به عالم كثرت منسلخ داشته است. چه جهادى از اين عظيمتر؟ و چه انفاقى از اين شايستهتر؟
امّا افسوس و هزار افسوس كه او سيّد هاشم است و از حالات او همسايهاش هم خبر ندارد، عيالش هم مطّلع نيست، فرزندانش هم نميدانند چه خبر است! و خود او هم كه به فاش نمودن اسرار الهيّه زبان نمىگشايد، و مناعت طبع و عزّت نفس و علوّ روح او به وى اجازه نميدهد حتّى به نزديكترين دوست صميمى و رفيق راه، اين شدّت و عسرت و اين امتحان عظيم و آزمايش كبير خداوندى را گوشزد كند و شرح دهد. مگر كسانى از رفقا كه خودشان جستجو كنند و كنجكاو باشند، و در مراقبت و مواظبت حال و جريان رفيق كوشا و ساعى باشند.
و معلوم است كه توانمندان از رفقا دنبال كسب و كار خود هستند و چنين تفقّد و پى جوئى از آنان بعيد است؛ و ناتوانان آنان هم چه بسا برخى خود كم و بيش در عسرت و واردات قلبيّه پيرو استاد هستند، و تفقّد آنان جز غمى بر غمشان نيفزايد؛ و به غير گفتن هم غلط و افشاء سرّ است كه اگر استاد مطّلع شود وى را بكلّى از اعتبار ساقط ميكند.
صبر و تحمّل حدّاد در شدائد و امتحانات الهيّه ناگفتنى است
در اين سفر، عسرت وى بحدّ أعلا بود، و واردات قلبيّه به حدّ أعلا بود؛ و چنان صورت سرخ مىشد و چشمان متلألئ مىگشت كه سيمايشان در نهايت زيبائى بود؛ و بعضى اوقات چنان بى حال و افسرده و زرد مىگشت و استخوانها درد ميگرفت كه حكايت از وارده جلاليّه داشت.
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ\* وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ.[١]
«تمام كسانيكه روى زمين باشند فانى هستند؛ و باقى مىماند وجه
[١] -
آيه ٢٦ و ٢٧، از سوره ٥٥: الرّحمن