روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٢٢٠ - يكى از جهات غربت حضرت امام رضا
نفس و جان من در اين جسم و بدن من از بزرگترين دردهاست.
٥- اشتياق به تو در خاطر من است، و آتش عشق تو در جگر من است، و محبّت بى شائبه تو در نهانخانه ضمير و دل من دست نخورده و محفوظ است.
٦- من دنياى مردم و دين مردم را به خودشان واگذار نمودم، و پيوسته به ياد تو مشغولم اى دين من! و اى دنياى من!
٧- بنابراين، آن كسانيكه من بر آنها حسد ميبردم، اينك آنها بر من حسد ميبرند؛ و از هنگاميكه تو آقا و سيّد من شدى، من آقا و سيّد عالميان شدم.
مشكلاتى كه براى سالكين راه توحيد پيش مىآيد، اغلب بواسطه عدم انس و آشنائى مردم با اين مراحل و بالنّتيجه ايجاد زحمت و سدّ طريق است، تا آنكه سالك را خواه و ناخواه به انعزال و دورى از جماعت مىكشاند
|
. من از ديار حبيبم نه از بلاد غريب |
مُهَيمنا به رفيقان خود رسان بازم |
|
|
[١] اگر ز خون دلم بوى شوق مىآيد |
عجب مدار كه همدرد نافه ختنم |
|
[٢]
يكى از جهات غربت حضرت امام رضا ٧ سياستهاى شيطانى مأمون بود
و ديگر، جهات خصوصى كه در حضرت ثامن الحجج ٧ موجب غربت شده است و آن چند چيز است:
اوّل: ابتلاى آنحضرت به سياست شيطانيّه مأمون الرّشيد؛ چون با نقشهاى عجيب آنحضرت را تحت الحفظ از مقرّ و وطن مألوف خود، جوار قبر جدّش رسول اكرم حركت داد، و زير نظر خود تمام حالات و گزارشات را ملحوظ، و در ولايت مَرو در حقيقت زندانى و تبعيد و نفى وطن و حبس نظر نمود؛ و در ظاهر آنحضرت را به خلعت حكم و ولايت مخلّع، و در باطن آنحضرت را از همه شؤون جدا و عزل نموده، اجازه فتوى و خواندن نماز جمعه و عيد نميدهد. و با نكات دقيق و أنظار خفيّه خود، و با نقشه هاى
______________________________ [١] «ديوان خواجه حافظ شيرازى» از طبع پژمان، ص ١٥٠، غزل ٣٣٤؛ و ص ١٤٩، غزل
[٢] «٢٣٣ ديوان خواجه حافظ شيرازى» از طبع پژمان، ص ١٥٠، غزل ٣٣٤؛ و ص ١٤٩، غزل ٣٣٢