روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٤٤ - مقايسه ميان شعر حافظ شيرازى و ابن فارض مصرى
ذكر مىنمودهاند. از جمله ميفرمودهاند: در تمثيل و بيان اصالت عشق و تَيَمان و محبّت خداوندى، حافظ ميگويد
|
: عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم |
با شير اندرون شد و با جان بِدَر شود [١] |
|
و همين محبّت و عشق را ابن فارض بدين عبارت بازگو ميكند كه
|
: وَ عِنْدِىَ مِنْها نَشْوَةٌ قَبْلَ نَشْأتى مَعى |
أبَدًا تَبْقَى وَ إنْ بَلِىَ الْعَظْمُ [٢] |
|
يعنى «عشق و مستى من از شراب او، پيش از خلقت و ايجاد من است؛ و همينطور إلى الأبَد باقى خواهد ماند اگرچه استخوانم بپوسد.»
حافظ ابتداى عشق را بَدْوِ خلقت مادّى و طبيعى گرفته، و انتهايش را مرگ طبيعى ميداند. امّا ابن فارض ابتدايش را قبل از خلقت (به هزاران و هزاران سال) كه تا بى نهايت پس از خلقت باقى خواهد ماند ميداند.
و حقّاً ابن فارض در اين بيت معنى تجرّد از زمان و مكان را براى نفس آدمى، و ابديّت و ازليّت را براى وى در سير مدارج نزول و صعود، در اين نكته گنجانيده است كه شعر حافظ بدين ذِروه نرسيده است.
ابن فارض در بيت پس از اين بيت ميگويد
|
: عَلَيْكَ بِها صِرْفًا وَ إنْ شِئْتَ مَزْجَها |
فَعَدْلُكَ عَنْ ظَلْمِ الْحَبيبِ هُوَ الظُّلْمُ |
|
ظَلْم با فتحه ظاء به معنى آب دهان است؛ و معنى اين بيت اينطور مىشود
______________________________ [١] «: ديوان حافظ» با تصحيح دكتر رشيد عيوضى و دكتر اكبر بهروز، ص
[٢] «٥٣٢ ديوان ابن فارض» طبع دار صادر- دار بيروت (سنه ١٣٨٢) ميميّه، ص ١٤٣، سطر ٣٥