روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٩٤ - غايت و نهايت سير انسان و تمامى موجودات
. افرادى كه به فناى مطلق نرسيدهاند، او را نشناختهاند؛ چرا كه محدود، غير محدود را نمىشناسد. و افرادى كه به فناى مطلق رسيدهاند، وجودى ندارند تا او را بشناسند؛ وجود، يك وجود بيش نيست، و آن وجود حقّ است جَلّ و عَلا. اوست كه خودش را مىشناسد.
او اوّلًا خود را شناخته بود، و اينك هم خود را مىشناسد؛ وَ الان كَمَا كَانَ.
غايت و نهايت سير انسان و تمامى موجودات
نهايت سير هر موجودى، فناى در موجود برتر و بالاتر از خود است. يعنى فناى هر ظهورى در مُظهِر خود، و هر معلولى در علّت خود. و نهايت سير انسان كامل كه همه قوا و استعدادهاى خود را به فعليّت رسانيده است، فناى در ذات أحديّت است، و فناى در ذات الله است، و فناى در هُوَ است، و فناى در ما لا اسْمَ لَهُ و لا رَسْمَ لَهُ مىباشد.
اينست غايت سير هر موجودى، و غايت سير متصوَّر در انسان كامل، و غايت سير أنبياء و مرسلين و أئمّه طيّبين صلواتُ الله و سلامُه عليهم أجمعين، و منظور و مراد صحيح از معرفت و نتيجه سلوك و سير به سوى مقام مقدّس او جلَّ شأنُه، و سير عملى عرفانى، و بحثهاى علمى عرفاءِ بالله عَلَتْ أسْماوُهُم؛ نه چيز ديگر. فَتأمَّلْ يا أخى فى هَذا المَقامِ، فَإنَّه مِن مَزالِّ الاقْدامِ. وَهبَكَ اللَهُ هَذا بِمحمَّدٍ وَ ءَالِهِ أجمعينَ. [١]
______________________________ [١] شايد اشاره به همين معنى باشد دو بيت صدر المتأل هين شيرازى كه در عشق و عرفان به خداوند سروده است
|
: آنان كه ره دوست گزيدند همه |
در كوى شهادت آرميدند همه |
|
|
در معركه دو كون، فتح از عشق است |
هر چند سپاه او شهيدند همه |
|
گويند وى شعرى به زبان پارسى غير از اين دو بيت نسروده است؛ وليكن در «تفسير سوره سجده» ص ١٠، ابياتى در عظمت قرآن، و در ص ٣٤، ابياتى در عظمت رسول خدا و ربطش با روز جمعه به فارسى ذكر نموده است و گفته است: اين أشعار را خودم در وقت حال سرودهام.