روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٣٥ - رؤياى آية الله آقا شيخ عباس و توضيح و تفسير آن
جسته، و از اسم و صفت گذشته، و جامع جميع اسماء و صفات حضرت حقّ متعال به نحو اتمّ و اكمل، و مورد تجلّيات ذاتيّه وَحدانيّه قهّاريّه، أسفار أربعه را تماماً طىّ نموده، و به مقام انسان كامل رسيده بود.[١]
هيچ يك از قوا و استعدادات در جميع منازل و مراحل سلوكى از ملكوت أسفل و ملكوت أعلى، و پيمودن و گردش كردن در أدوار عالم لاهوت نبود، مگر آنكه در وجود گرانقدرش به فعليّت رسيده بود.
حاج سيّد هاشم انسانى بود با فعليّت تامّه در تمام زوايا و نواحى حيات معنوى.
براى وى زندگى و مرگ، مرض و صحّت، فقر و غنا، ديدن صُوَر معنوى و يا عدم آن، بهشت و دوزخ، على السّويّه بود. او مرد خدا بود. تمام نسبتها در همه عوالم از او منقطع بود مگر نسبتِ اللَه.
ما در مدّت ٢٨ سال برخوردها و شب به روز آوردنها و مسافرتها- كه بطور دقيق آن مقدار كه حساب نمودهام، مجموع اوقاتى را كه با ايشان شب و روز بودهام، اگر آن اوقات متفرّقه را با هم جمع و ضميمه نمائيم دو سال تمام خواهد شد- از ايشان يك خواهش از كسى نديديم، هيچ التماس دعا گفتن نديديم، هيچ تقاضاى حاجتى از غير كه مثلًا دعا كنيد عاقبت ما به خير شود
[١] -
، در تفسير« روح البيان» از طبع عثمانى، ج ١، ص ٣٩٩، در تفسير ايه الكرسى چند بيتى در اين زمينه از ملّا جامى نقل كرده است
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|