روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٢٩ - شيخ أحمد أحسائى بدون استاد رياضت كشيد، و در وادى خطير گرفتار آمد
. تجلّى آن حقيقت محال است، و فناء ذاتى امكان پذير نخواهد شد.
سالكين راه خدا كه به اين مرحله فائز آمدهاند وليكن فناى ذاتى براى آنان صورت نگرفته است، فقط در اثر تعليم و سيطره استاد از اين مرحله عبور مىكنند؛ زيرا او بر اين كريوه خطرناك و صعب العبور وارد است، و از حال شاگرد اطّلاع دارد. فلهذا با ذبح نفس و قربانى شاگرد، از اين مرحله شاگرد را عبور ميدهد. قربانى بايد به دست غير صورت گيرد. قربانى به دست خود معقول نيست.
امّا افراديكه بدون رهبر و دليل، خودسرانه راه رياضت در پيش گرفته، و بناى نمازهاى مستحبّى و روزه مداوم، و ترك حيوانى و ذكر و ورد و فكر خودسرانه، از مطالعه كتب يا از تبعيّت و پيروى استاد غير كامل، و يا از روى انتخاب و اختيار خويش نمودهاند، ابداً نمىتوانند از اين منزل بار سفر بربندند؛ زيرا اوّلًا اين منزل بسيار جالب و زيباست، و دل كندن و عبور كردن مشكل است، و ثانياً عبور از آن مستلزم قربانى نفس در راه اوست، و چگونه نفس حاضر براى قربانى خودش مىشود؟
نفس كه تا بحال اين حالات و كمالات را كسب كرده، حالا بايد همه آنها را يكجا فدا كند، و علاوه همراه با آنها خودش را قربانى نمايد. لهذا اين اراده از نفس غير ممكن است. و او در اين منزل مىماند و إلى الأبد مقبره او همين منزل مىشود. و كوس انانيّت و فرعونيّت كه تجلّيگاه أعظم نفس است، در اينجا پيدا مىشود. استقلال أسماء و صفات در اينجا براى او مشهود مىگردد. غلوّ و ارتفاع و دعواى الوهيّت كردن، و رازق و خالق دانستن ذوات مقدّسه در اينجا پيدا مىشود. و چون بالحِسِّ و العيان، و بالمشاهدة و الوجدان ادراك ميكند و مىبيند، ديگر راه تغيير فكر و انديشه و مشاهده براى وى باقى نمىماند.
گرچه سالكِ راه، عالم باشد به أخبار و آيات، و در علوم مصطلحه