روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦١٩ - كلام حداد در حقيقت، مضمون بسيارى از خواستهها در دعاها، خواست توحيد است
تا ميرسد به اينجا كه عرضه ميدارد:
سُبْحَانَكَ لَا تُحَسُّ وَ لَا تُجَسُّ وَ لَا تُمَسُّ، وَ لَا تُكَادُ وَ لَا تُمَاطُ وَ لَا تُنَازَعُ وَ لَا تُجَارَى وَ لَا تُمَارَى وَ لَا تُخَادَعُ وَ لَا تُمَاكَرُ.
[١]
«منزّهى تو اى خداوند! به حسّ در نمىآئى، و لمس نمىشوى، و دستى به تو نميرسد، و نيرنگ و حيله كسى در تو اثر ندارد، و چيزى ترا دور نمىسازد و منازعه و مقابله و برابرى با تو نمىكند و به جدال و دعوا با تو بر نمىخيزد و تو را گول نميزند و فريب نميدهد و با تو مكر و تزوير و نيرنگ نمىبازد.»
اينگونه خطاب با خدا بطور جدّ و يقين هنگامى دست ميدهد كه توحيد براى گوينده منكشف شده باشد.
و مثلًا در «صحيفه ثانيه علويّة» از أمير المؤمنين ٧ اين دعا وارد است كه:
يَا مَنْ لَيْسَ مَعَهُ رَبٌّ يُدْعَى، يَا مَنْ لَيْسَ فَوْقَهُ خَالِقٌ يُخْشَى، يَا مَنْ لَيْسَ دُونَهُ إلَهٌ يُتَّقَى، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ وَزِيرٌ يُرْشَى، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ نَدِيمٌ يُغْشَى
______________________________ [١]، فقره ٢٧ از دعاى ٤٧ (دعاى روز عرفه) از «صحيفه كامله سجّاديّة»