چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٤٥ - مكتوب شيخ كمال الدين عبد الرزاق كاشانى
علاء الحق و الدين غوث الاسلام و المسلمين متوالى باد و درجات ترقى در مدارج تخلقوا باخلاق اللّه متعالى باد، بعد از تقديم مراسم دعا و اخلاص مىنمايد كه اين درويش هرگز نام خدمتش بىتعظيم تام نبرده باشد، ليكن چون كتاب عروه مطالعه كردم، چند بحث در آنجا مطابق معتقد خويش نيافتم. بعد از آن در راه امير اقبال مىگفت كه خدمت شيخ علاء الدوله طريقه محى الدين العربى را در توحيد نمىپسندد، دعاگو گفت از مشايخ هركرا ديدم و شنيدم بر اين معنى بودهاند و آنچه در عروه يافتم نه بر اين طريقه است، مبالغه نمودند كه چيزى بنويس، در اين باب، گفتم شايد كه موافق خدمتش نيفتد و رنجش نمايند اكنون نمودند كه به مجرد نقل اين سخن رنجش قوى مىنمايد و تشنيع و تخطيه به تكفير مىرساند، از روى درويشى غريب يافت مرا هرگز صحبتى با ايشان نيفتاده و به مجرد خبر كى تكفير كردن لايق نيست يقين دانند كه آنچه نوشتم از تحقيق است نه از شر نفس و رنجش و فوق كل ذى علم عليم، پوشيده نيست كه هر چه نه بر قانون كتاب و سنت نبى بود نزد اين طايفه اعتبارى ندارد چه ايشان طريق متابعت مىسپرند و بناى اين معنى بر اين دو آيت است «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ»
و مردم در سه مرتبه مرتباند.
اول مرتبه نفس، و اين طائفه اهل دنيا و اتباع حواساند و اصحاب حجاب منكر حقاند، چون حق و صفات او نشناسند، قرآن را سخن محمدى گويند و ايشان را خداى تعالى فرمود: «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ» و اگر كسى از ايشان ايمان آرد رستگار شود و از دوزخ خلاص يابد.