چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٦٤ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
نكنند[١] و از وصل معشوق بازندارند و توان آموخت چون معشوق را يافتى ادب و خدمت او چگونه نگاهدار تا ترا نرانند[٢] و سياست نكنند. اما خواستن معشوق و درد طلب او، بيدارى شب و بيقرارى روز[٣] انتظار وصل معشوق، هيچكس در باطن كسى نتواند نهاد.
و ديگر فرمود كه لازمست كه هر كرا شيخ به مريدى گيرد او صاحب كمال گردد. چه در اصل فطرت مىبايد او را مايه كمال باشد و همچنين سنت مشايخ نيست كه در هر كس آن كمال مشاهده نكند او را از در برانند، بلكه بسيار كس را تربيت بكنند تا يكى به كمال رسد[٤] و شيخ همچون صيادست كه دام مىنهد لازم نيست كه همه شاهباز در دام افتد وگر[٥] به دست صياد بودى همه شاه بازگرفتى. اما اين سعادت از روزن تقدير[٦] مىتابد. و صياد گاه باشد كه مرغكى هست كه آن را شاهين مىگويند و چرغ و باز به گرفتن او حريص باشند، اول او را بگيرند و از گرفتن او نه آن مراد مرغكيست. مقصود آنست كه به سبب او شكارى در دام افتد تا او را در دام بندد. چون شاهين او را بيند به قصد او آيد و در دام افتد.
[١] - در نسخه( نكند) است.
[٢] - در نسخه( ندانند) قياسى تصحيح شد.
[٣] - در نسخه( رو) است.
[٤] - تشخيص استعداد و استعدادپرورى يكى از شيوههاى رايج و بسيار پسنديده عرفان ايرانى است( رفيع). چنانكه فريد الدين محمد عطار نيشابورى شاعر عارف قرن ششم و هفتم هجرى گفته است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٥] - در نسخه( دگر) آمده است.
[٦] - روزن تقدير. چه تركيب مليحى است( رفيع).