چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٣٧ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
از بندگان برخيزد، بلكه هر كه نزديكتر خوف او بيشتر، و در معنى اين آيت آنچه اصحاب ظاهرند گفتهاند كه: «فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» فى الاخرة لا فى الدين. و ايشان كه اهل تحقيقاند مىگويند كه: از اوليا خوف مستقبل و حزن ماضى مىرود و برمىخيزد، تا همه حال گردند. يعنى اوليا را بر آنچه بگذشت يعنى دنياوى و آنچه به حزن آرد و حال ايشان مشوّش كند حزنى نباشد و در مستقبل آنچه بلاوى دنياوى و ظلم ظالم يا رنج نفسى يا زيان مالى از آنچه خلق [را][١] تشويش دهد و حال بر ايشان منقّص كند، ايمناند. پس معنى اين آن باشد كه: «لا خوف عليهم بما يستقبل و لا هم يحزنون بماضى»، پس او را به ماضى و مستقبل و حال در سه نفس است. يكى ماضى كه بگذشت، هرچند كه حسرت برند بر تقصيرى كه در آن نفس در طاعت كرده باشند. اما محزون نگردند بر چيزى از دنيا كه از ايشان كم شود، دوم مستقبل كه نيامده است، هرچند از خوف خاتمه و حكم ازل ترسان باشند. اما ايمن باشند از مشغولى دل به آنكه فردا چه خورند و چه پوشند يا بلائى از طرفى خواهد رسيد، و چگونه دفع كنند. پس چون از اين دو تشويش فارغ شد و غم دى و فردا نماند و يكنفس حال، داد اين نفس بتوان داد، اصل عمر آنست. و از اينجا گفته كه: كه عجز خود را در بندگى بدانستيم تو را به خداوندى بدانسته باشيم، و در مناجات امير المؤمنين ابو بكر صديق رضى اللّه عنه آمده كه: «سبحانه من لم يجعل سبيلا الى معرفته الّا بالعجز من معرفته». پس عجز را بر سبيل معرفت گفت. پس معرفت ثابت باشد بر اين وجه و اين هر دو قول چنانچه مراد يك بوده است.
[١] - ما برافزوديم.