چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٣٤ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
دين محمد تو.- گفتم: معاذ اللّه دين حق دين محمد صلى اللّه عليه و سلم است. گفت:
نه تو اين ساعت مىگفتى كه در دين شامكونى هر كس كه گياه خسته كند ميان او و خداى تعالى راه دربند شود و گر پاى بر گياه خشك نهد چنانكه شاخ گياه بشكند؟! گفتم:
بلى، گفت: محمد تو يساق[١] در ميان خلق نهاده است، چنانكه مردم به ريختن خون رغبت مىكنند و كشتن آدمى از آن يسق او لازم مىآيد، نه باطل باشد. جائى كه شكستن شاخى گياه را دربند كند، كشتن خلايق بنگر كه چگونه باشد؟! گفتم:
چگونه است؟- گفت: نه لشكر خود را گفته كه «با كافران جنگ كنيد، اگر ايشان را بكشيد شما به بهشت رويد و اگر ايشان شما را بكشند شما به بهشت رويد» و اين يسق جنگ را بيفزايد و از هر دو طرف بيشتر كشته شوند.
ما درين سخن بوديم كه قضا را باغبان در برابر ما ارهيى در دست داشت و درختى را عمارت مىكرد و شاخهاى آن را مىبريد و مىانداخت.- گفتم:
نه شما هر سال اين باغبان را چندين اجرت مىدهيد- گفت: آرى- گفتم:
او چرا اين شاخهاى سبز را مىبرد و مىاندازد؟- گفت:
او باغبانست و دانسته مىكند، آنچه بريدنى است مىبرد، تا شاخهاى ديگر قوت گيرد و آن آبى كه شاخهاى بد مىكشد، آن نيك شاخ بكشد، و بر بسيار دهد، گفتم:
اين عالم باغ خداى تعالى است و محمد عليه الصلوة و السلام باغبانست و خلايق چون درختان، و محمد صلى اللّه عليه و سلم
[١] - يساق: سياست.