چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٢٥ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
عبد اللّه چندان كه او را ملامت كرد و ادب نمود ترك آن نگرفت. پس او را از پيش خود دور كرد و برفت. چندگاه بر سهل بن عبد اللّه بود و بعد از چندگاه آنجا نيز آن حال ظاهر كرد و از آنجا نيزش بدر كردند و استاد او عبد اللّه مغربى نامهها[١] نوشته بود و مشايخ اطراف كه همچنين شخصى را مىبايد كه به خود راه ندهيد كه از راه افتاده است و لايق صحبت نيست و به هر جاى كه مىرفت او را مىشناختند و بدر مىكردند تا بيامد[٢] به خدمت جنيد قدس اللّه سره و بر در «شونيزيه» بايستاد و شيخ جنيد خادم را فرمود كه مردى بر در[٣] خانقاه ايستاده است او را در خانقاه مگذار. چون خادم بيرون آمد و او را بديد گفت:
اجازت نيست كه درآيى، و هرچند كه عذر گفت كه بازگردد نشنود و گفت فلانم و توبه كرده و از اينجا باز نخواهم گشت تا به خدمت شيخ باشم و به آنچه فرمايد چنان كنم، و الحاح بسيار كرد.- شيخ فرمود: هرچند دروغ مىگويد. اما درآريدش. چون درآمد، سلام كرد و در آنجا توبه كرد و چندگاه در آن بقعه بود و نتوانست از مقام گذشتن، و باز اظهار كرد، شيخ فرمود تا بيرونش كردند، و بعد از آنجا برفت و بر زمين هندوستان شد و در بتخانهها با براهمه بحثها كرد و رياضتها كشيد و ايشان او را قدر ننهادند و رياضت او را نپسنديدند، باز از آنجا به تركستان رفت و در بتخانهها با بخشيان مدتى مىبود و ايشان نيز احوال او را خوش نكردند و از تركستان پوستين پوشيد و سگى را در دست گرفته به خراسان درآمد بر مثال ديوانگان و شيخ ابو نصر سراج
[١] - در نسخه( نامها) آمده است.
[٢] - در نسخه:( بيايد) قياسى نگاشته آمد.
[٣] - در نسخه( بر درى) توضيح اينكه ى در اينجا علامت كسره است و در قديم گاهى كسره را به صورت( ى) مىنوشتند.