ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٨٢٨ - باب نودم حائر حسينى
خدمتش شتافت و بعدا به من خبر داد كه آن جناب پيوسته مىفرمودند:
شخصى را به حائر حسينى بفرستيد تا براى من دعاء كند.
من به محمد گفتم: آيا محضرش عرض نكردى، من به حائر مىروم؟! سپس بر آن حضرت وارد شده و عرضه داشتم: فدايت شوم من به حائر مىروم.
حضرت فرمودند:
در اين عمل دقّت و احتياط كنيد كسى مطّلع نشود، سپس فرمودند:
محمّد (ابن حمزه) سرّ زيد بن على را نگاه نداشت بلكه فاش كرد در حالى كه من كراهت داشتم به سمع ديگران برسد.
ابو هاشم جعفرى مىگويد: اين فرموده امام ٧ را به على بن بلال گفتم و به وى رساندم كه حضرت مىفرمودند كسى را به حائر فرستاده تا براى من دعاء كند.
على بن بلال گفت: حضرت چه كارى با حائر داشتند، خودشان حائر هستند! من به عسكر رفته و بر آن جناب داخل گشته و مقدارى كه خدمتش بودم خواستم بلند شده و بروم. حضرت به من فرمودند:
بنشين، پس چون عنايت و لطف حضرت را به خود ديدم نشسته و كلام على بن بلال را محضرش باز گو نمودم.
حضرت فرمودند:
رسول خدا ٦ در اطراف خانه خدا طواف مىكردند و حجر الاسود را مىبوسيدند در حالى كه حرمت پيامبر و مؤمن بالاتر از حرمت بيت اللَّه مىباشد نيز خداوند متعال به حضرتش امر فرمود در عرفه وقوف كنند با اينكه حرمت پيامبر از عرفه بيشتر و بالاتر است و سرّ آن اين است كه:
اين گونه مواضع، مواطن و اماكنى هستند كه خدا دوست دارد در آنها ياد شود، پس من نيز دوست دارم براى من در جايى دعا شود كه خدا دعا در آنجا را