درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٦ - حديث سوم از استطاعت و تفويض
مقام كفران نعمت بر مىآيند و كافر خواهند شد بدين جهت اين چنين اراده فرمود و نظر بصلاحيت روانى و اقتضاء تيرهگى قلبى خودشان كافر شوند و باختيار در زندگى و با رغبت به كفر خواهند گرائيد.
ولى اين سنخ اراده بر اساس حتم نبوده بلكه در زمينه تحقق اختيار كفار خواهد بود يعنى اراده فرمود كه كفار باختيار خودشان كفر ورزند هم چنان كه مقتضاى نظام آزمايش چنين است كه كفر و عناد آنان از درون و خواستن خود آنها باشد و از روح و درون خودشان ظهور و بروز نمايد و بخواست خودشان طريق كفر را برگزيند.
بعبارت ديگر آنچه مورد اراده و علم فعلى ساحت كبريائى قرار گرفته صدور كفر و عناد قلبى و لوازم تشخص آن از فاعل با قيد اختيار و خواسته خود او است هم چنان كه مقتضاى نظام امتحان و آزمايش چنين است در اين صورت هنگام اقدام به كفر با قيد اختيار خواهد بود زيرا تحقق كفر با لوازم تشخص طبق آنچه مقدر بوده و مورد اراده و علم فعلى پروردگار به مطلق كفر از فاعل و كافر بدون قيد اراده نخواهد بود.
زيرا بر خلاف نظام آزمايش است بلكه به عمل قلبى خاص و تشخصات آن از فاعل مخصوص در حال اختيار مورد اراده پروردگار و علم فعلى او قرار گرفته است در اين صورت بايد با قيد اختيار كفر از فاعل و كافر صادر شود.
بديهى است اراده فاعل و كافر معلول و محصول اراده و مشيت و كبريائى است و در طول آن خواهد بود زيرا اراده نيز از موجوداتى است كه بهره از وجود و هستى دارد و بدون مشيت و علم فعلى تحقق نخواهد يافت.
بعبارت ديگر پروردگار صفت كفر را بر حسب علم فعلى با قيد اختيار از فاعل مختار مبتذل و كافر اراده فرموده و خواسته است نه كفر بدون اراده و بدون تشخص را هرگز نخواسته است.