درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٤ - حديث سوم از استطاعت و تفويض
بود هيچ يك از صفات واجب بطور موهبت و از طريق عاريت نخواهد بود.
و اعطاء صفت قدرت و استطاعت بطور استقلال مفهوم ندارد و منافى با صفت قيوميت بوده و خلف فرض است چنانچه قدرت و استطاعت ذاتى و بطور استقلال است قابل موهبت و اعطاء نخواهد بود.
و چنانچه مورد اعطاء قرار گيرد ناگزير بطور عاريت و عارضى و زائد بر ذات بشر بوده و در حيطه سلطه مقام كبريائى و قيوميت ساحت او خواهد قرار گرفت.
قوله (ع): ان اللَّه لم يجبر احدا على معصيته و لا اراد ارادة حتم الكفر من احد و لكن حين كفر كان في ارادة اللَّه ان يكفر، و هم في ارادة اللَّه و في علمه ان لا يصيروا الى شىء من الخير
: بيان آنست كه ساحت كبريائى هرگز كسى را اجبار نخواهد نمود باينكه قيام بمعصيت و گناه نمايد زيرا ارتكاب گناه قبيح و اكراه شخصى بعمل معصيت نيز قبيح خواهد بود و گذشته از اينكه فعل صادر بوسيله اجبار قبح ندارد و استحقاق كيفر و عقوبت نيز نخواهد بود ساحت كبريائى منزه از نقص و قبح است.
قوله (ع): و لا اراد ارادة حتم الكفر من احد:
هم چنين اراده نخواهد فرمود بطور حتم در باره فردى كه كافر شود و در مقام كفران نعمت كبريائى بر آيد.
ولى در باره كفار از نظر اينكه بعلم ازلى عالم بوده است كه گروهى در دنيا كافر خواهند شد و در اثر كفران نعمت از هر خير و سعادتى محروم و بىبهره خواهند بود.
ولى علم فعلى ساحت پروردگار سبب كفران نعمت كافران نخواهد بود بلكه از نظر اينكه از ازل ساحت كبريائى احاطه شهودى داشته كه گروهى افراد