درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٣ - حديث سوم از استطاعت و تفويض
و روانى و خارجى و عضو بدن بطور اقتضاء و عاريتى است و هرگز قدرت ذاتى بطور استقلال از هيچ يك از قدرتها و نعمتها را نخواهد داشت بدليل اينكه هر يك وابسته بامكاناتى است كه بتواند از هر يك استفاده نمايد و آن قدرت را بموقع اجراء گذارد شاهد آنست كه قدرت و استطاعت بشر از هر يك از اعضاء و جوارح خود و هم چنين از هر يك از نعمتها كه دسترس دارد بطور اقتضاء و عاريتى و وابسته بعمل است با امكاناتى.
و چون غرض اصيل از سؤال از حقيقت استطاعت نسبت بافعال بشر است از لحاظ جبر و يا تفويض.
پاسخ امام اشاره بآنست كه قدرت و استطاعت نيروى اقتضائى و عاريتى است و اختصاص بعمل مثبت مثل فعل گناه و يا امتناع از عمل معصيت دارد و اين دليل قطعى است كه هرگز قدرت و استطاعت بشر بطور استقلال نيست تا اينكه لازم آن بطور تفويض باشد و ساحت كبريائى در برابر اعمال و افعال بشر بخود آنها واگذارده باشد و قدرت و استطاعتى بهر يك از افراد بشر داده باشد كه بطور استقلال در افعال خود اقدام نمايند و لازم فاسد آن آنست كه ساحت كبريائى از افعال و كردار بشر عزلت نموده و صحنه جهان را بجهانيان سپرده و از صفت قيوميت كبريائى خود صرف نظر فرموده باشد.
گذشته از اينكه قدرت و استطاعت بطور استقلال و دائم داراى صبغة وجوبى بخود خواهد گرفت و مخلوق هرگز صلاحيت اين چنين موهبت زياده بر حد وجودى خود را ندارد.
با اينكه بشر ربط محض بساحت كبريائى است چگونه از جمله حد وجودى ربط محض قدرت و استطاعت بطور استقلال خواهد بود كه قدرت بطور وجوبى و بىنياز از هر قيد و شرطى باو موهبت شود.
گذشته از اينكه قدرت و استطاعت ذاتى و بطور استقلال موهوبى نخواهد