درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣١ - حديث ٧ از اصول كافى
وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ) زيرا ملاك معرفت از اين طريق مشاهده آثار و معاينه وجودات آنها است نه ادراك ذهنى آنها و هر علم هويت شخصى است كه بسيط و غير مندرج تحت كلى ذاتى است.
قوله (ع): الذى نأى من الخلق فلا شىء كمثله الذى خلق الخلق خلقه لعبادته:
وجود حقيقى بسيط ماهيت ندارد تا اينكه با او موجودى در ماهيت شركت داشته باشد و مثل و مانند او باشد و اما وجود واجب غير متناهى در وجوب وجود است و هم چنين در كمالات وجودى و موجودات وجود آنها ناقص و محدود و ربط محض بوجود واجب است و غرض از خلقت همانا بشر است او را آفريده بمنظور استكمال آنها از طريق عبوديت و تشبه بصفات و كمالات ربوبى و حقيقت و سر عبوديت بآنست كه اهل ايمان خلوص در عبوديت داشته و فقر محض باشند و انانيه و شخصيت نداشته باشد.
قوله عليه السلام: و اقدرهم على طاعته بما جعل فيهم:
براى اينكه بشر بتواند در مقام اطاعت و انقياد بر آيد راه كمال به پيمايد و فطرت خدا داده را در خود احياء كند و بطريق مستقيم عبوديت و سعادت نائل شود زياده بر وسايل طبيعى از آثار آفاقى كه دسترس بشر نهاده مكتب توحيد و خداشناسى را در جهان بشريت بنا گذارده بوسيله اعزام رسولان و پيامبران عموم مردم را در هر زمانى به پيروى از برنامه مكتب توحيد دعوت نمودهاند.
ناگزير مردم از نظر طبع بشريت خود گروهى در مقام انقياد بر آمده و گروهى طريق مخالفت پيموده از هوى و هوس پيروى نمودهاند گروه گرونده از برنامه توحيد پيروى نموده مقصد نائل خواهند شد هم چنان كه غرض اصلى از تأسيس مكتب توحيد آنها هستند و بطور تبع نيز گروهى كه اكثريت را تشكيل ميدهند