درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٠ - حديث ٧ از اصول كافى
نظر و فكر هر خردمندى را جلب مىنمايد آفرينش و تدبير در باره كرات بيشمار در فضاى و جو زياده بر تصور هر يك را در مدار مخصوص سنجيده و نظام معلوم و مقرر داشته و پيوسته در حركت هستند بدون استبصار بوسائل بلكه با نيروى مرموز جذب و انجذاب و گريز از مركز كه در هر يك نهاده پيوسته در مسير و مدار مخصوص هر يك برقرار هستند و قيوم همه آنها قدرت لا يزالى است و منزه از زوال و انكار ناپذير است.
و اشاره شد كه وجود حقيقت خارجى است صورت عقلى مطابق ندارد زيرا صورت ذهنى عبارت از مفهوم كلى است و در صورتى كه وجود امر مشخص بذات است و علم بآن نميتوان جز از طريق حضور و شهود زيرا جاعل و مجعول و مؤثر و متأثر فقط موجودات عينى است نه ماهيات و معانى و رابطهاى نيست ميان ماهيات علت و ماهيت معلوم هم چنين تأثيرى نيست ميان ماهيت و مفهوم كه متخالف يك ديگرند.
وجود هويت خارجى است كه صورت عقلى مطابق ندارد زيرا هر صورت ذهنى مفهوم كلى است در صورتى كه وجود امر متشخص بذات است امكان ندارد علم بوجود خارجى جز بنحو حضورى و شهود در صورتى كه غرض آثار و افعال باشد كافى نيست مجرد علم بمعانى آثار و مفهوم آنها بلكه بايد بطور علم حضورى و شهودى باشد.
زيرا جاعل و مجعول و مؤثر و متأثر و فاعل و منفعل وجودات عينى است نه ماهيات و معانى و مفاهيم زيرا رابطهاى نيست ميان ماهيت علت يا ماهيت معلول هم چنين تأثيرى ميان مفهومهاى متخالفه نيست با اينكه علم ببعض آنها وسيله علم ببعض ديگر گردد و آنچه از آثار و افعال سبب اطلاع مىشود همانا شهود ذوات و معاينه وجودات آنها است نه معانى و مفاهيم آنها.
هم چنان كه آيه فرمود (وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ