درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٠ - حديث اول توحيد از اصول كافى
ربوبيت او ذات كبريائى او است و نقصى در كبريائى او نبود تا اينكه بوسيله خارجى تكميل شود.
هم چنان كه هر صانع و فاعلى از بشر براى رسيدن بفايده و غرضى اقدام بفعل اختيارى مىنمايد بمنظور اينكه بآن فائده برسد و نقص و حاجت خود را رفع نمايد ولى ساحت پروردگار غنى بذات است و غرضى از افعال و آثار خود ندارد و استكمالى و نيل بفائدهاى در نظر ندارد بلكه غرض همانا كبريائى او است و فعل و اثر ظهور محبت بذات كبريائى است.
قوله عليه السلام: و كل عالم فمن بعد جهل تعلم و اللَّه لم يجهل و لم يتعلم:
بيان آنست كه هر يك از افراد در آغاز پيدايش و دميدن روح بجنين و هنگام ولادت از دانش بهره نداشته و از صفر شروع بدانش و كسب دانش و فضيلت نموده است بالاخره ذات او فاقد هر گونه علم و فضيلت اكتسابى بوده و در اثر سعى و كوشش علم و فضيلت كسب نموده است هم چنان كه افراد و ارواح قدسيه كه علم آنان ذاتى است همانا از موهبت پروردگار است و بالاخره از غير و از ساحت كبريائى استفاده نمودهاند.
و علم ساحت آفريدگار بموجودات امكانى از شئون ذات كبريائى و ازلى و ابدى است و چيزى از شهود و احاطه علمى و يا از حيطه قدرت او خارج نخواهد بود و بشر ممكن است بامرى بطور محدود احاطه بيابد و سپس فراموش كند و يا بامرى و اثرى قدرت داشته و سپس عجز بر او عارض گردد.
قوله عليه السلام: احاط بالاشياء علما قبل كونها فلم يزدد بكونها علما علمه بها قبل ان يكونها كعلمه بعد تكوينها:
بيان علم ساحت كبريائى بما سواء و بموجودات امكانى است باينكه علم