درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٧ - حديث سوم از استطاعت و تفويض
با توجه باينكه اراده فاعل مختار و كافر در طول اراده قاهره كبريائى است و محصول آنست مانند ساير لوازم تشخص كه همه در طول اراده قاهره و مخلوق و مورد علم فعلى ازلى خواهند بود.
قوله (ع): ان اللَّه لم يجبر احدا على معصيته و لا اراد ارادة حتم الكفر من احد:
عاصى و گناهكار هرگز مجبور در فعل گناه خود نخواهد بود زيرا فاعل بطور مجبور كسى است كه فعل او بر اساس قدرت و علم و اراده خود نباشد و در اين مورد فعل معصيت بر اساس علم و اراده و قدرت است در اين صورت كافر و عاصى به كفر و معصيت مجبور نخواهد بود و شايسته عقوبت خواهد بود زيرا به علم و اراده خود اقدام به كفر و به گناه نموده است.
هم چنين كافر گر چه اراده كبريائى سبقت داشته به كفر و عناد او ولى جريان قضاء به جبر او به كفر نبوده هم چنين اراده بطور حتم به كفر او سبقت نداشته بلكه قضاء اين چنين جريان داشته و اراده اين چنين سبقت نموده باينكه كافر باراده و اختيار خود كفر را اختيار نمايد و هر لحظه در آن باره تحكيم و تثبيت نمايد و بر كفر و شرك خود اصرار نمايد و بخواست خود به عقيده شرك معتقد شود و باختيار خود بت پرستش نمايد.
و نظر باينكه از افعال آنان شرك و كفر در اين جهان ظاهر شد معلوم مىشود كه آنها در علم فعلى كبريائى اين چنين بوده كه هر يك در جهان كفر خواهند آورد و معتقد به كفر خواهند گرديد و در مشيت كبريائى در نتيجه در علم فعلى كبريائى او آنست كه هرگز آنان بهرهاى از سعادت نيابند و از هر خير محروم باشند و استفاده مىشود از سابق علم فعلى آفريدگار كه در اراده كبريائى و قضاء او اينكه اين گروه در جهان اختيار كفر خواهند آورند ولى كفر عقيده آنان از نظر پليدى روح و نيز سوء اختيار خود آنان مىباشد نه بطبع و يا قصور و يا اكراه و اجبار باشد.