درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦ - حديث اول توحيد از اصول كافى
ذات او تأثير خارجى داشته باشد و آن موجود صفت را بوجود آورده لا محاله كامل و اكمل خواهد بود و اين ممتنع است زيرا هر چه موجود است معلول و آفريده كبريائى اويند و هر كمال وجودى ناشى از وجود كبريائى است چگونه فرض مىشود غير او مزيت و فضيلت وجودى داشته باشد و آفريدگار آن فضيلت را نداشته و از ديگرى استفاده نمايد.
و بعبارت ديگر معطى شىء در مقام استفاده از موجودى بر آيد كه باو انعام نموده و هر چه دارد موهبت او است و باو فضيلت بخشيده است.
و واجب الوجود هرگز تصور نميرود كه نقصى در وجود داشته باشد و يا ديگرى فوق كمال او واجد كمالى كه لازم وجود است داشته باشد و فقط واجب الوجود بحت و بسيط واجد كمالات وجودى است و او هر كمالى را به مخلوق موهبت مىنمايد و محال است كه كمالى را بموجود ديگرى بدهد و آن موجود كه استفاده نموده اشرف باشد از واجب الوجود كه كمالى را باو موهبت نموده است و صفات علم و قدرت و حيات از لوازم وجود بلكه عين وجود مىباشد لا محاله ذات كبريائى واجد اين صفات بايد باشد زيرا مقتضى وجود واجب آنست كه اين صفات وجودى ذاتى او باشد.
بالاخره واجب الوجود بالذات واجب الوجود از جميع جهات و شئون خود خواهد بود و همه صفات وجودى او عين ذات كبريائى او باشد بدون اينكه كثرت صفات بر ذات لازم بيايد و كثرت معانى صفات منافاتى با وجوب وجود ندارد.
هم چنان كه صدق عاقل و معقول بر شىء سبب كثرت ذات و يا كثرت جهات آن شىء نخواهد شد زيرا عاقل موجودى است كه صورت براى او حاصل و حاضر مىشود و معقول همان صورت حاضره شىء است و شرط معقول اين نيست كه بايد جدا باشد از عاقل.