درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٩ - حديث ٦ از اصول كافى
وجوبى و همه شئون ذاتى و صفاتى آن قابل درك نخواهد بود و حقيقت توحيد و يكتاپرستى آنست كه جز ساحت كبريائى را مورد و شايسته الوهيت ندارد فقط ساحت او را بخواهد و توجه نمايد و جز او را مؤثر و مستحق مدح و حمد نداند و هرگز بغير ساحت كبريائى توجه ننمايد.
هم چنان كه خلوص در توحيد بآنست كه خود و موجودات را رابطه محض و قائم بساحت كبريائى بداند و بطور شهود اين چنين رابطهاى را در قلب خود ثابت و مستقر نمايد.
اين همان فناء و عدم توجه بخود و خلوص توجه قلبى بآفريدگار خواهد بود چنانچه بحقيقت از خود منقطع شود و عظمت و كبريائى اعماق قلب اهل ايمان را فرا بگيرد آنگاه بطور شهود خواهد يافت كه هر قدرت مستغرق و از شئون قدرت لا يزالى است و هم چنين هر علم و احاطه از شئون علم كه پديدهاى از او پنهان نخواهد بود و ارادهاى نافذ نخواهد بود جز اراده قاهره كبريائى بلكه هر موجود و پديدهاى و كمالى از فيوضات او است و علم ذاتى هم چنين قدرت لا يزالى و اراده قاهره و همه صفات و تجليات او را شأنى از ظهور كبريائى بداند.
همچنان كه باين حقيقت ناظر است كريمه (إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ) شايسته الوهيت و مستحق معبوديت جز ساحت كبريائى نخواهد بود.
قوله عليه السلام: و كمال توحيده نفى الصفات عنه بشهادة كل صفة انها غير الموصوف و شهادة الموصوف انه غير الصفة: قوام و حقيقت توحيد بآنست كه همه كمالات و آثار وجودى و تعينات امكانى او ظهورى از كبريائى است و در خلق و آفرينش كه يگانه وسيله افاضه است جز ساحت او دخالت ندارد و بهيچ چيزى وابسته نبوده و وساطت نخواهد داشت و صفت كمال غير ذات كبريائى مفهومى ندارد و از نظر كمال وحدت حقيقى اطلاق صفت كه در آن شائبه تعدد مفهوم داشته باشد منفى است و همه صفات كمال ذاتى