جامع الأسرار و منبع الأنوار

جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ٨٧

جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمه‌هنرى‌كربن‌ صفحه‌ی ٠٣٣

آخرين صفحات جامع الاسرار نظرات آنان را خلاصه مى كند كه در متن كتاب به تفصيل آمده است. در ميان آنان كسانى وجود دارند كه مى توان آنها را صوفيان محض و شيعيان صرف ناميد؛ اين دو بايستى با علم به اينكه مكمل همديگر هستند به يك ديگر احترام بگذارند. اما اين فقط نخستين مرحله است كه بر مبناى آن، خاتمه كتاب، با ادامه تعريفى دو باره از شيعى حقيقى و شيعى كامل(integral) تمامى مباحث را به اختصار مى آورد.

و شرف الطائفتين المذكورتين (أي الشيعة الاماميّة و الصوفيّة) و منزلت ما، بل حقيقتها، (هو) بأنهما حاملا أسرار الأنبياء و الأولياء- عليهم السلام- ظاهرا و باطنا، لانّ الأنبياء و الأولياء كانوا جامعين لجميع الاسرار الإلهيّة ظاهرا و باطنا. فالشيعة قاموا بحمل أحكامهم و أسرارهم بحسب الظاهر و الشريعة، و الصوفيّة قاموا بحمل أسرارهم و حقائقهم بحسب الباطن و الحقيقة، و ان كانت الصوفية بالحقيقة أيضا هي الشيعة، كما عرفته عند بحث المؤمن الممتحن و غير الممتحن.

در واقع حيدر آملى با تكيه بر سنت امامان بحثى اساسى را در متن كتاب به تفصيل آورده است. مؤمن ممتحن شيعه كامل است و نه شيعه صرف كه فراتر بدان اشاره شد و به عمل به ظاهر ديانت بسنده مى كند. همينطور مؤمن ممتحن، «صوفى محض» بد گوى شيعه، نيست كه منشأ خرقه خود و اينكه نخستين صوفيان مريدان امامان بوده اند فراموش كرده است. حيدر آملى چند سطر بالاتر از صوفيان حقيقى سخن گفته است. او مى توانست به آن اسامى، نام سعد حموئى را نيز اضافه كند زيرا كه [در جاى ديگرى ] نام او را آورده است و حيدر آملى مى بايستى به پيوند معنوى و شخصى او با امام غايب آگاهى داشته باشد.

اين مفهوم «مؤمن ممتحن» است كه اجازه مى دهد تا با برجسته ساختن خاستگاههاى تصوف و تشيع از رويارويى آنان فراتر رويم. فرد معنوى، شيعه كاملى كه از اين بيان بر مى آيد، برابر مقدمه كتاب، همان شخصى است كه حيدر آملى آگاهانه خود را نماينده آن در اين جهان مى داند. همينطور حيدر آملى