جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ٨٤
جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمههنرىكربن صفحهی ٠٣٠
مير داماد ...) را بايستى با توجه به آثار او مورد تفسير قرار داد زيرا كه محرمانه ترين اسرار خود را به اين آثار سپرده است. بدين ترتيب طرح حيدر آملى كه عشق او به عنوان بيان آن طرح با آن پيوند دارد كاملا روشن است. حيدر آملى يك شيعى امامى است و براى او تشيع، تمامى اسلام و باطن آن است. تشيع از اين نظر تمامى اسلام است كه بر مبناى شريعت، طريقت و حقيقت گذاشته شده است: همينطور تشيع از اين نظر باطن اسلام است كه حقيقت، باطن شريعت و شريعت، ظاهر حقيقت است و كسانى كه خود گنجينه و هم خازن معرفت باطنى هستند امامان معصومند. وضعيتى كه در برابر حيدر آملى قرار دارد چنين است كه شيعيان از صوفيان و صوفيان از شيعيان بد مى گويند. شيعيان به صرف شريعت، ظاهر ديانت بسنده مى كنند و صوفيان با فراموش كردن اصل خرقه خود، حقيقت را در خلاء رها مى كنند. شيعيان و صوفيان با قول به اينكه تعليمات امامان معصوم به علوم عاليه مربوط نمى شود- و حال آن كه آنان تعليم دهندگان علوم عاليه بودند- مرتكب خطا مى شوند. مؤمن ممتحن كسى است كه با اعتقاد به آرمان و تعليمات امامان معصوم به تمامى شريعت، طريقت و حقيقت باور دارد. به همين دليل در برابر شيعه اى كه به شريعت بسنده مى كند شيعه حقيقى، صوفى است اما در برابر عارفى كه اصل خرقه خود را فراموش كرده است شيعه تام
( shi'ite integral )
صوفى حقيقى است. همه كوشش حيدر آملى در جامع الاسرار مصروف قانع ساختن دو گروه صوفى و شيعه خواهد بود كه يكى نمى تواند از ديگرى صرف نظر كند. اساسى ترين بحث كتاب بزرگ جامع الاسرار اين است كه شيعيان حقيقى صوفيانند- عبارتى كه معناى آن جز با نظر به عكس آن فهميده نمى شود: صوفيان حقيقى شيعيانند. قرائت فاتحه و خاتمه كتاب به دنبال هم بسيار جالب توجه است. از آن جايى كه درجاى ديگر فاتحه كتاب [١] را ترجمه كرده ايم اينجا صفحات پايانى، «خاتمه كتاب» را برجسته خواهيم ساخت كه صورت وصيت نامه معنوى دارد؛ چنين صفحاتى بهتر از هر ملاحظه ديگرى معرف شخصيت سيد حيدر است و با آشكار ساختن جهان معنوى او اهميت و جسورانه بودن طرح او را به ما مى نماياند.
[١]- ر. ك. مقاله ما درMelanges H .Masse P .٧١ -٩٢ عين همين مقاله در اثر ياد شده در شماره ١٨ آمده است.