جامع الأسرار و منبع الأنوار

جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ١٣٤

جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمه‌هنرى‌كربن‌ صفحه‌ی ٠٨٠

مريدان مير بزرگ افزوده مى گشت نارضايتى مردم از غاصب حكومت تشديد پيدا كرد.

افراسياب دچار وحشت شد و اوضاع به وخامت نهاد. در اين ميان، جنگ مغلوبه شد و غاصب در حمله اى كه يكى از فرزندان مير بزرگ، سيد كمال الدين، رهبرى آن را به عهده داشت به سختى با يك تير مجروح شد. اين واقعه در ٧٦٠ هجرى، درست ده سال بعد از قتل فخر الدولة و حركت سيد حيدر آملى اتفاق افتاد. افراسياب نتوانست بيش از ده سال از جنايت خود سود جويد.

آوازه مير بزرگ و نيروى معنوى وى، و همينطور شهرت فرزندان وى، به اوج خود رسيد. مريدان از همه سو به پيشگاه او روى آوردند و حكومت مازندران به او محول شد.

بدين ترتيب حكومت سلسله مرعشى آغاز شد و تا زمان صفويان، در دو دوره، دوام آورد.

دوره نخست از ٧٦٠ هجرى تا ٧٩٤ بود. مير بزرگ درگير با اشتغالات روحانى شد ولايت سارى، آمل و رستم دار را ميان سه فرزند خود تقسيم كرده و حكومت را به آنان سپرد. در ماه محرم ٧٨١ هجرى (سالى كه سيد حيدر شرح مفصل فصوص ابن عربى را آغاز و سال بعد از آن به پايان برد) مير بزرگ به سختى بيمار شد و قالب تهى كرد و فرزند ارشد خود سيد كمال الدين را وصى خويش قرار داد. جسد وى به آمل حمل و در آن جا به خاك سپرده شد و بر روى مزار وى گنبدى بلند افراشته شد. اين بنا «امام زاده مير بزرگ» قديم بود. سه فرزند مير بزرگ تا سال ٧٩٤ هجرى كه تيمورلنگ به مازندران يورش برد در ولايت ويژه خود حكومت كردند. سيدها به ما وراء النهر پناه بردند و امير تيمور دو تن از دست نشاندگان خود را جانشين آنان ساخت كه يكى از آنها اسكندر شيخى فرزند افراسياب چلابى بود. اسكندر با كينه اى كه از پدر به ارث برده بود مزار مير بزرگ را تخريب كرده و با خاك يكسان كرد. ادامه حوادث غمناك كه پايان بخش حكومت فخر الدولة بود بر اين نكته تأكيد دارد كه سيدان مرعشى همچون خونخواران امير نگون بخت به نظر مى آمدند. آيا سيد حيدر در اين زمان در حال حيات بود؟ آيا او از اين حوادث خبر دار شد؟

به اين پرسشها نمى توان پاسخى ارائه كرد زيرا كه آخرين خبرى كه از او به ما رسيده به سال ٧٨٧ هجرى زمان نوشته شدن آخرين كتاب او در شصت و هفت سالگى (شصت و پنج شمسى) مربوط مى شود كه هفت سال پيش از يورش امير تيمور به آمل بود.

دوره دوم سلسله مرعشى با مرگ امير تيمور در سال ٨٠٧ آغاز مى شود. در اين زمان جانشين وى شاهرخ به سيدان اجازه داد تا به مازندران برگردند. در سال ٨٠٩ هجرى نوه