جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ١٠١
جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمههنرىكربن صفحهی ٠٤٧
آورده است. آقاى عثمان يحيى نسخه اين رسالة و مجلدات محيط الأعظم (پايين تر، شماره ٣٠) را به خط مؤلف در الخزانة الغروية در نجف (در ١٩٦٨) ديده است. ر. ك. مقدمه عربى، ص ٢٦، شماره ١٩ و استدراكات ص ٥٢(C) .
٢٠- رسالة الفقر و تحقيق الفكر، مؤلف از اين رسالة در مقدمه نص النصوص نام مى برد. ر. ك. مقدمه عربى، ص ٥، شماره ٩ و ص ٢٦ شماره ٢٠. رساله بررسى تطبيقى معناى باطنى سه حديث نبوى است.
ألف- الفقر فخرى و به افتخر على سائر الأنبياء و المرسلين. براى منبع حديث ر. ك. مقدمه عربى، ص ٣٧٠، يادداشت شماره ١٢.
ب- الفقر سواد الوجه في الدارين، اين حديث به موضوع نور سياه مربوط مى شود كه عرفا درباره آن به تأمل پرداخته و گاهى به مكاشفات جالب توجهى نائل آمده اند. به عنوان مثال، ر. ك. تجربه هاى شخصى گزارش شده توسط شمس الدين لاهيجى در گلشن راز محمود شبسترى. سواد وجه موجودات همان فقر وجودى آنهاست: موجودات مستقل نيستند و براى وجود پيدا كردن نيازمند به وجود هستند، «پس سيه رويى كه عبارت از ظلمت و نيستى وجه امكانيت است هرگز از ممكن جدا نباشد چون انفكاك شي ء از نفس خود محال است و هستى ممكن عبارت از ظهور وجود واجب است به صورت او و آن وجه است كه باقى است.» مى توان حدس زد كه چگونه بحث اين رسالة با موضوع طرح شده در اثر شماره ١٥ پيوند دارد. كاش اين اثر حيدر آملى در دسترس بود تا مى توانستيم با شروح ساير عرفا مقايسه نماييم.
ج- كادت الحاجة ان تكون كفرا، (براى منابع حديث ر. ك. مقدمه عربى، ص ٣٧، يادداشت شماره ١٣). در اينجا نيز مى توان حدس زد كه يك حكيم عارف چگونه مى تواند حديث را تفسير كند: جدا كردن روى سياه از روى نورانى، لحاظ كردن مظاهر جداى از ذاتى كه در آنها ظاهر مى شود و بنا بر اين نفى مظهريت مظاهر مى تواند عالى ترين مرتبه كفر باشد.
٢١- رساله كنز الكنوز و كشف الرموز، عنوان اين رسالة در نص النصوص