جامع الأسرار و منبع الأنوار

جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ١٢٤

جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمه‌هنرى‌كربن‌ صفحه‌ی ٠٧٠

كتاب خاطر نشان مى سازد كه آن رسالة را به «ارباب استعداد كامل و ذكاء تام» و صاحبان «فطرت حقيقى» و نه «احد من الجاحدين، المبعدين عن الحق و اهله» تقديم مى كند (فصل ٣).

در اين سطور نمى توان تحليلي هر چند كوتاه از اين رساله پر ارزش ارائه كرد. نيازى به تأكيد بر اهميت فلسفه اسلامى كه تاريخ نويسان فلسفه مدتهاى مديدى تصور مى كردند با ابن رشد در آندلس به پايان رسيد نيست. حيدر آملى به شيوه ابن سينا و يا به شيوه ابن رشد از فلسفه وجود بحث نمى كند. مع ذلك همان مشكلى را مورد بررسى قرار مى دهد كه ميراث فلسفه يوناني است. اما رويارويى حيدر آملى با فلسفه وجود به شيوه و با توجه به منابع خاصى انجام مى گيرد كه وى از شناخت ژرف آثار ابن عربى، تأمل مداوم در كتاب خدا و سنت امامان شيعى أخذ كرده است. خلاصه اينكه بحث وى در فلسفه وجود به شيوه اى است كه مى تواند عنوان «فلسفه شيعى» را كه بر مجلد حاضر گذاشته شده است توجيه كند. تجربه شخصى حيدر آملى (شرح احوال وى خود دليلى بر اصالت اين تجربه است) دوگانگى ميان فلسفه و الهيات(theologie) را كه در مغرب زمين رايج است غير ممكن كرده بود. از اين نظر حيدر آملى با متألهين نو افلاطونى دوره نوزايش

( theologiens neoplatoniciens de la renainance )

پيوستگى دارد.

در واقع حيدر آملى به عنوان يك نو افلاطونى وجوه سه گانه(triade) بسم اللّه را مورد تأمل قرار مى دهد. اللّه، مبين واحد مطلق است در حالى كه الرحمن به واحد متكثر، عقل، امام يا آدم حقيقى و رحيم به نفس كلى، حواى حقيقيه(l'Eve metaphysique) اشاره دارد. فلسفه شيعى، چنانكه حيدر آملى نماينده تماميت آن بود به وسيله ملا صدراى شيرازى، قاضى سعيد قمى و ديگران بسط بيشترى خواهد يافت، اين فلسفه به نظر ما براى پديدار شناسى وجدان دينى داراى اهميتى بى حد است.

ويرايش كنونى نقد النقود مطابق نسخه اى انجام گرفته است كه تا همين اواخر منحصر به فرد تلقى مى شد. اكنون اين نسخه به كتابخانه مركزى دانشگاه تهران تعلّق دارد: دستنوشته شماره ١٧٦٤ (محمد تقى دانش پژوه،