جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ١١٧
جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمههنرىكربن صفحهی ٠٦٣
فلسفه براى بيان كاربرد تأويلى است كه جامع الاسرار نمونه هاى متعددى از آن را ارائه مى دهد. پس موضوع مورد بحث به طور دقيق فلسفه و الهيات به معناى رايج اين واژه ها در غرب نيست. اما منطقى نيست كه معناى «فلسفه» را به مفهومى محدود سازيم كه انسان غربى زمان ما خود را بر آن متوقف كرده است در اين صورت به بهانه اينكه انسان غربى در قلمروهايى از فلسفه، خود را بيگانه مى يابد اين قلمروها از تاريخ فلسفه طرد خواهد شد. چنين طردى كه به عمد انجام شده است مسخره اى بيش نيست. به اشاره بگوييم كه عرفان شيعى كه فلسفه و الهيات به معناى دقيق اين واژه ها نيست و ثنويت ميان فلسفه و الهيات را از ميان مى برد، ثنويتى كه مدت زمان درازى همچون شرط وجود هر يك از آن دو تلقى شده است.
ما در طى مقدمه حاضر به تكرار از جامع الاسرار سخن گفته و فقراتى از آن را كه به شرح حال سيد حيدر آملى مربوط مى شد ترجمه كرديم. بنا بر آن چه از گفتار خود مؤلف بر مى آيد تاريخ تحرير اين اثر را مى توان آغاز دوره دوم حيات مؤلف يعنى حدود سال ٧٥٢ هجرى يا اندكى پس از اين تاريخ دانست. همينطور بالاتر ياد آور شديم كه هدف از تحرير كتاب چه بود و جامع الاسرار در تاريخ مناسبات ميان تشيع و تصوف چه مقامى دارد. مؤلف مانند تمامى عرفا بر اين اعتقاد است كه شيعه حقيقى، عارف و عارف حقيقى شيعه است. او مى گويد:
«از ميان فرقه هاى اسلامى و طوايف مختلف محمدى هيچ گروهى مانند شيعيان منكر طائفه صوفيه و مانند طايفه صوفيه منكر شيعيان نشده است و حال آن كه مأخذ، مشرب و مرجع آنان يكى بيش نيست. در واقع مرجع همه شيعيان- به ويژه شيعيان امامى- جز امير مؤمنان على عليه السلام و پس از وى فرزندان و فرزندان فرزندان او نيست ... همينطور صوفيان حقيقى علوم خود را مستند به امير مؤمنان و خرقه خود را منسوب به او و فرزندان و فرزندان فرزندان او يكى بعد از ديگرى مى دانند» (فصل ٤).
پس بايستى بر صوفيان و شيعيان خاستگاه مشترك آنان را متذكر شد و به همين علت است كه مؤلف كتابى تأليف كرده است كه «مبين قاعده موحدين ...
صوفيه، موافق مذهب شيعه امامى دوازده امامى و مطابق اصول و قواعد هر يك از