جامع الأسرار و منبع الأنوار

جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ٧٩

جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمه‌هنرى‌كربن‌ صفحه‌ی ٠٢٥

مجلل، دوستان و ياران موافق نشانه هايى هستند بر اينكه سيد حيدر از هيچ چيز محروم نبوده است. اما چنانچه در تاريخ اين گونه تغيير احوال به تكرار ديده شده است حيدر آملى در اوج اين زندگى مرفه كه نشان از آينده اى درخشان دارد، تلخى و پوچى آن را احساس مى كند. سيد حيدر مى نويسد:

«و استمر الامر على هذا المنوال حتى غلب في باطنى دواعى الحق و كشف اللَّه لي فساد ما أنا فيه من الغفلة و الجهل و النسيان و ظهر لي ضلالي من طريق الحق، و الاستقامة على سبيل الزيغ و الطغيان. فناجيت ربى في السر و طلبت منه الخلاص عن الكل، و حصل لي شوق تام الى الترك و التجريد و التوجه الى الحضرة الحق بقدم التوحيد. و ما كنت أتمكن من هذا في صحبة هؤلاء الملوك و لا في الوطن الأصلي المألوف، مع صحبة الاخوان و الاصحاب».

زائر ما با ترك همه چيز از مال دنيا جز خرقه اى ژنده نگه نمى دارد و براى زيارت اماكن مقدسه تشيع و سپس بيت المقدس و مكه قدم در راه مى گذارد. در سر راه، حيدر آملى از قزوين، رى و اصفهان گذر مى كند شهرى كه در گذشته مدتى در آن جا اقامت گزيده و از مواهب ايام شباب برخوردار شده بود. اين بار سيد حيدر جز با صوفيان مراوده نمى كند و با اهل فتوت پيمان مودّت مى بندد. سيد حيدر به طور خاصى به شيخ نور الدين تهرانى ارادت مى ورزيد[١]. «اين شيخ، عارفى بزرگ و زاهدى بود كه خواص او را مى شناختند ...» با كمال تأسف با اين عبارت ناتمام، گزارش به پايان مى رسد و چنانكه گفته شد اميد نمى رود كه دنباله آن در جاى ديگرى پيدا شود. درباره تجربه هاى روحانى سيد حيدر در اصفهان نيز اطلاع زيادى نداريم مگر ارزش دو رؤيايى كه پايين تر بدان اشاره خواهيم كرد. از مضمون گزارش دوم(Autobiographie B) كه به دوره بعد از تصميم به مهاجرت مربوط مى شود خواهيم دانست كه فعاليت و آثار سيد حيدر در اين دوره دوم زندگى اش چه بوده است.

بدين ترتيب دوره عراقى يا بهتر بگوييم نخستين مرحله اين دوره (دوره B ) آغاز مى شود. سيد حيدر به مكه و مدينه مى رود، جايى كه قصد داشت رحل


[١]- اين شيخ از اهالى تهران، پايتخت كنونى ايران بود. حيدر آملى توضيع مى دهد كه اين تهران« دهكده اى در نزديكى دروازه اصفهان به سوى در دشت است و ساكنان آن معمولا دهكده را تران مى نامند.» ما چندين بار اين سؤال را طرح كرده ايم، محل دقيق دهكده روشن نيست. گفته مى شود كه مسجد جمعه در محلى نباشد كه تران ناميده مى شد. اما از آن جايى كه مسجد بعد از آتش سوزى سال ١١٢١ ميلادى بازسازى شد و حيدر آملى به احتمال زياد در دوره اقامت در اصفهان از آن بازديد كرده است، چرا او تصريح نمى كند كه منظور همان مكان بوده است.