جامع الأسرار و منبع الأنوار

جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ١١٩

جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمه‌هنرى‌كربن‌ صفحه‌ی ٠٦٥

كتاب سوم داراى توازن جالب توجهى است هر يك از چهار فصل كتاب سوم از سه مفهوم بنيادين عرفان شيعى به گونه اى بحث مى كند كه نشانگر همسانى اصطلاحات هر يك از سه پايه چهارگانه است: ١) شريعت، طريقت، حقيقت، ٢) رسالت، نبوت، ولايت (ولى اللّه)، ٣) وحى، الهام، كشف، ٤) اسلام، ايمان، ايقان. فصل مربوط به نبوت و ولايت داراى اهميت خاصى است. سيد حيدر آملى كه همچنان كه به تكرار ياد آورى كرديم ستايشگر ابن عربى است توضيح مى دهد كه چرا از نظر تاريخى و ماهوى نمى توان اين سخن ابن عربى را پذيرفت كه عيسى بن مريم خاتم ولايت مطلقه است و همينطور نمى توان اين سخن برخى از مريدان ابن عربى را پذيرفت كه شخص ابن عربى خاتم ولايت مقيده يا خاتم ولايت محمديه است. خاتم ولايت مطلقه جز نخستين امام نمى تواند باشد و خاتم ولايت محمديه فقط مى تواند كسى باشد كه شيعه دوازده امامى او را امام دوازدهم، مهدى موعود و امام غايب فرزند امام حسن عسكرى (عج) مى داند.

تفصيل اين احتجاج حدود سى سال بعد در مقدمه نص النصوص تكرار خواهد شد (بالاتر در شماره ٣٤ كتابشناسى توضيح داده شد). از آن جايى كه مفهوم ولايت از مفاهيم بنيادين امام شناسى شيعى است موضع حيدر آملى معرف موضع عرفانى شيعى در قبال ابن عربى است. در ميان انبوه شرح هاى فصوص الحكم كه بدون آشنايى با آنها نمى توان تاريخ كامل فلسفه اسلامى را نوشت، اثر حيدر آملى همچون شاخص روشنى از «فلسفه نبوى» ظاهر مى شود. اشاره كرديم كه سيد حيدر در باب مسئله مشكل ولايت يكى از پر آوازه ترين شرح هاى سنى، يعنى شرح داوود قيصرى را مورد انتقاد قرار مى دهد اما لحن انتقاد پيوسته توأم با اعتدال است. تعجب و تأسف در برابر بى توجهى مخالفين در قبال امامان معصوم را در مجموعه انتقاد مى توان مشاهده كرد. از آن جايى كه اثر حيدر آملى بر تمامى نتايج اين مطلب كه ولايت باطن نبوت است أشراف دارد يكى از مهمترين نقاط عطف «فلسفه نبوى» در عالم اسلام است و به همين دليل پيوسته مورد نقل و اشاره قرار گرفته است. دستنوشته هاى