جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ٧٤
جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمههنرىكربن صفحهی ٠٢٠
است. فخر الدولة جانشين برادر خود اشرف الملك بن شاه كيخسرو شده بود كه مدت شش سال حكومتى كوتاه اما كامياب داشت و در سال ٧٣٤ فوت كرد. در اين زمان سيد حيدر جوانى چهارده يا پانزده ساله بود و به همين دليل خاطره دقيقى، كه از اين امير در ذهن او نقش بسته جاى تعجب نيست. فخر الدولة خواهر كيا افراسياب چلبى را به زنى گرفت؛ كيا افراسياب در برابر «علما» اتهامى دروغين بر فخر الدولة وارد كرد تا بهانه اى براى قتل وى باشد و فخر الدولة در ٢٧ محرم ٧٥٠ هجرى به دست برادر زن خود يا توسط دو تن از پيروان وى به قتل رسيد. چنين به نظر مى رسد كه گويى از زمان تاريخ حماسى نام اسفنديار تقدير صاحب آن را براى ايفاى نقش نگين خائن رقم زده است. از فخر الدولة چهار پسر و يك دختر باقى ماند كه بزرگترين آنان معروف به ملك كاووس در زمان مرگ پدر شش سال بيشتر نداشت.
طرفداران فخر الدولة نتوانستند بر آمل مسلط شوند و اسفنديار خاندان جديدى به نام خاندان بنى اسفنديار در مازندران تأسيس كرد.
اين جزئيات در مسيرى قرار مى گيرند كه ما را به كشف آثار و شخصيت سيد حيدر آملى هدايت مى كند زيرا، و اين نكته بسيار عجيب است، كه در همان سالى (٧٥٠ هجرى) كه امير به قتل رسيد و خاندان باونديان از ميان رفت حيدر آملى تصميم گرفت تا به زندگى موفق و اين جهانى خود پايان داده و به سوى خدا برود. مع ذلك اگر چه او از جزئيات اوضاع و احوال معنوى توجه به خدا سخن مى گويد اما به اتفاق اندوه بارى كه منجر به از ميان رفتن خاندان باونديان شد اشاره اى نمى كند[١]. با دقت در واژه هاى توضيحات وى درباره شرح احوال (ع. ك. پايين تر) چنين مى توان استنباط كرد كه تصميم حيدر آملى اندكى پيش از حوادث اندوه بار گرفته شد زمانى كه فخر الدولة هنوز امير آمل بود. زمانى كه بعدها حيدر آملى دو بار گزارشى از شرح حال خود نوشت از امير با احترام زياد ياد كرد بى آنكه به پايان ماجرا اشاره كرده باشد. ميان او و اين حوادث فاصله اى ايجاد شده بود. آيا حيدر آملى بار ديگر به محل تولد خود مازندران كه مورد يورش سواران تيمورلنگ قرار گرفته بود بازگشت؟ از مرگ او اطلاعى در دست نيست؛
[١]- درباره مجموعه اين حوادث ر. ك.
M. Rabino, Les dynasties du Mazandaran in Journal asiatique, tome ٨٢٢ juilsept. ٦٣٩١ P. ٩٠٤- ٧٣٤.
و همينطور ص ٤١٦، شجره نامه باونديان.
همينطور ر. ك. مقاله فراى در دانشنامه اسلام ويراست دوم ذيل« باوند» و ترجمه عربى كتاب زامبور: كتاب معجم الأنساب و الاسرات الحاكمة في التأريخ الإسلامي لادوار فون زامبور.
الترجمة العربية، القاهرة، المجلد الثاني، ص ٧- ٢٧٦.