جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ٧٣
جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمههنرىكربن صفحهی ٠١٩
مى توانست اين چشم اندازها را با اندك اختلافى به همان گونه اى ببيند كه ما امروز مى بينيم. شايد لازم باشد كه اين چشم اندازها را با او ببينيم تا طنين اعترافات پر شور جوانى را درك كنيم كه در سى سالگى از همه چيز اعراض كرد تا «زائر الى اللَّه» باشد.
اين تصميم با لحظه اى دردناك در تاريخ مازندران (شامل طبرستان كه در سابق بيشتر به بخش كوهستانى اطلاق مى شد؛ در تذكره ها سيد حيدر آملى مازندرانى ناميده اند) مصادف شد. با توجه به وضعيت خانوادگى و مشاغلى كه حيدر آملى در جوانى در دربار امير به عهده داشت زندگى سيد حيدر با يكى از پر آوازه ترين خاندانهاى فرمانروايى مازندران يعنى خاندان باونديان پيوند دارد.
حيدر آملى با تجديد خاطره اميرى كه در خدمت او بوده است با افتخار نسب او را به ساسانيان مى رساند. همينطور نامهاى ايرانى تبار اين خاندان كه از نامهاى پهلوانان حماسه ملى گرفته شده است، در طول سده ها، با نامهاى اسلامى آنان پهلو به پهلوى همديگر قرار دارند.
براى اينكه بتوانيم طرح كلى مربوط به شرح حال را كه پايين تر خواهد آمد دقيق تر كرده باشيم چند نكته اساسى را متذكر مى شويم. حيدر آملى از اسامى و حوادثى ياد مى كند كه در تمامى موارد با آن چه كه از منابع ديگر بر مى آيد تطبيق نمى كند. البته مى توان پذيرفت كه حيدر آملى مى بايستى خاطره اى دقيق از اين حوادث داشته باشد ولى اينجا نمى توان در اين بحث وارد شد. سلسله باونديان هفت سده در طبرستان فرمانروايى كرد (سالهاى ٤٦ تا ٧٥٠ هجرى). نسب آنان از طريق يزدگرد، انوشيروان و پرويز به ساسانيان مى رسد. اين سلسله به طور متواتر سه شاخه را در بر مى گرفت. سومين شاخه كينه خواريه در فاصله سالهاى ٦٣٥ تا ٧٥٠ فرمانروايى كرد و جد آنان حسام الدولة أردشير بن كينخوار نام داشت. هشتمين جانشين حسام الدولة أردشير و آخرين فرمانرواى سلسله فخر الدولة حسن بن شاه كيخسرو بن يزدگرد بود كه شانزده سال (٥٠- ٧٣٤) حكومت كرد. همين امير بود، كه سيد حيدر آملى را به نزد خود خواند و سپس او را به وزارت منصوب كرد؛ سيد حيدر از اين امير و پدرش به نيكى ياد كرده