جامع الأسرار و منبع الأنوار - الأملي، السيد حيدر - الصفحة ٦٩
جامع الأسرار و منبع الأنوار، مقدمههنرىكربن صفحهی ٠١٥
ابعاد بسيار بزرگ طرح شده به راحتى در انديشه شيعى ادغام شده است گويى كه انديشه شيعى، تعليمات ابن عربى را جزيى از خود تلقى كرده است؟ اين مسئله اى است كه بايستى پژوهشهاى بعدى در فلسفه شيعى به آن جواب دهد.
اين مسئله پرسشى درباره آموزش هاى آغازين و منابع ابن عربى در آندلس طرح مى كند. اين مسئله به نفوذ تشيع اسماعيلى و امامى در عرفان آندلس و به ويژه ابن مسره و مكتب المريا توجه دارد كه آسين پالاسيوس
( Asin Palacios )
توانست با توجه به نقل قولهاى ابن عربى اساس تعليمات آنان را بازسازى نمايد. احساس مى شود كه دايره بزرگى وجود داشته است؛ انديشه شيعى كه تا مرز غربى دنياى اسلامى نفوذ پيدا كرده بود به توسط ابن عربى به مشرق باز آورده شد و علت آن اين بود كه در آندلس شرايط مساعدى براى زيستن و انديشمندان اهل حكمت وجود نداشت. شايد اگر آشوبهاى يورش مغولان مانع نشده بود پاى ابن عربى تا به ايران زمين رسيده بود. اما درست يك سده بعد از مرگ وى در دمشق يك سيد ايرانى زادگاه خود آمل و سواحل درياى خزر را ترك كرد تا به عتبات عاليات عراق رفته و در آن جا- شايد- بزرگترين شارح اثر ابن عربى گردد، شارحى كه به بهترين وجهى عرفان شيخ أكبر را به آن چه را كه او تصور مى كرد خاستگاه آن است هدايت نمود.
اين ملاحظات مجمل براى توضيح اينكه چرا محقق فلسفه شيعى توجهى خاص به آثار حيدر آملى نشان داده است كفايت مى كند. اضافه كنيم كه به مقياسى كه اشارات مربوط به شرح احوال در آثار حيدر آملى شناخت شخص وى را ممكن مى سازد چهره معنوى وى جذاب تر به نظر مى آيد. در اينجا اشاره اى به مراحل تحقيقاتى كه به كشف آثار وى منجر شده است بى ثمر نيست. در واقع بهترين راه توضيح اين است كه بگوييم در چه شرايطى ويرايش اثر حاضر ممكن شد و وضعيت و كوششهايى كه در برابر ما هستند كدامند.
توجه به آثار ابن عربى و انديشه شيعى از سالها پيش ما را به نقل قولها و ارجاعات پراكنده حكماى شيعى حساس كرده بود. به نظر مى آمد كه آثار سيد حيدر آملى در رأس آثارى بود كه نزديك شدن به انديشه شيعى را كه نشانگر فلسفه