ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩١
تكلّفات و پيمودن اين راه پر مشقّت نيست. زيرا كتاب و سنّت و سيره عقلا، براى دلالت و اثبات آن كافى است.
بيعت در عصر غيبت
بيعت در دوران حضور (عهد رسالت و حضور امامان معصوم) تنها نقش يك وظيفه و تكليف شرعى در رابطه با فراهم ساختن امكانات لازم براى اولياى امور را ايفا مىكرد. و مقام ولايت و زعامت سياسى پيامبر و امامان معصوم، از مقام نبوت و امامت آنان نشأت گرفته بود و بر مردم واجب بود تا امكانات لازم را براى آنان فراهم سازند، تا بتوانند با نيروى مردمى، مسؤوليّت اجراى عدالت را به بهترين شكل به انجام رسانند. و اگر مردم از اين وظيفه سرباز مىزدند، هيچگونه كاستى در مقام امامت و زعامت سياسى آنان وارد نمىساخت و در آن صورت مردم تمرّد كرده و از إطاعت اولى الأمر خويش تخلّف ورزيده بودند. ازاينرو شيعه همواره حاكمان وقت را غاصب دانسته، امامان معصوم را اولياى خويش مىدانستهاند.
بنابراين، در عهد حضور، بيعت، نفيا و اثباتا در امامت و زعامت نقشى نداشته و تنها در ايجاد توان و قدرت اجرايى براى زعيم قانونى و شرعى نقش داشته است.
ولى بيعت در عصر غيبت، دو نقش را ايفا مىكند:
يك: شناسائى واجدين شرائط لازم در سايه رهنمود عقل و شرع.
دو: انتخاب فرد اصلح و تعهد وفادارى نسبت به او و فراهم ساختن امكانات لازم براى ايجاد توان و قدرت اجرايى دولت حاكم.
لذا بيعت در عصر غيبت نقش به فعليّت رساندن صلاحيّت رهبرى را ايفا مىكند.
اوصاف ارائه شده از جنب شرع، صلاحيّت داشتن رهبر را ايجاب مىكند و مردم با شناسايى واجدين اوصاف و بيعت با فرد أصلح، اين صلاحيّت را به فعليّت مىرسانند. البته اين شناسايى و بيعت، امضاى شارع را به دنبال دارد كه مشروعيّت ولايت فقيه از همينجا نشأت گرفته و بهگونه حدّ ميانه انتصاب و انتخاب صورت مىگيرد.
در توضيح اين مطلب يادآور مىشويم كه تعيين ولىّ امر، از جانب شرع به دو گونه است: