ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٠
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله نيز، طبق همين اصل، حق حاكميّت خود را نشأت گرفته از مقام نبوّت خويش مىديد:
«إنا أنزلنا إليك الكتاب بالحق لتحكم بين الناس بما أراك اللّه»[١].
قرآن و شريعت را بر تو فرستاديم، تا طبق ايين الهى در ميان مردم حكومت كنى.
حكومت در اينجا نيز، صرف قضاوت نيست، بكله قضاوت، گوشهاى از آناست. و اساسا، اگر دين بر جامعه حاكم نباشد، قضاوت به حق امكانپذير نيست. به؟؟ جهت آياتى كه در رابطه با قضاوت به حق يا به عدل آمده، به دلالت اقتضا بر چيزى فراتر از قضاوت نظر دارند، زيرا قضاوت به حق در سايه حكومت طاغوت كه براساس ظلم و جور استوار است- امكانپذير نمىباشد. آيه: «و لا تركنوا إلى الذين ظلموا فتمسّكم النار و ما لكم من دون اللّه من أولياء ثم تنصرون»[٢] به همين حقيقت اشارت دارد.
مردم و نهادهاى مردمى كه مىخواهند در راستاى حق قدم بردارند، بايستى هيچگونه وابستگى با ستمكاران نداشته باشند، زيرا همين وابستگر مايه ذلّت و بدبختى خواهد گرديد و بزرگترين تكيهگاه- كه نصرت الهى است- بر اثر آن از دست خواهند داد.
پذيرفتن حاكم جائر و انتخاب و بيعت با وى، اعتماد به ستمگر و پذيرش حاكميّت «طاغوت» به جاى حاكميّت «اللّه» است.
«ألم تر إلى الذين يزعمون أنهم امنوا بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك يريدون أن يتحاكموا إلى الطاغوت و قد أمروا أن يكفروا به و يريد الشيطان أن يضلّهم ضلالا بعيدا. و إذا قيل لهم تعالوا إلى ما انزل اللّه و إلى الرسول رأيت المنافقين يصدّون عنك صدودا»[٣].
اين آيه به خوبى روشن مىسازد كه وظيفه آحاد مسلمين، رويگردانى از حكومت طاغوت و روى آوردن به حكومت الهى است.
خداوند در اين آيه مىفرمايد: جاى بسى شگفتى است كه كسانى خود را
[١] - النساء ٤: ١٠٥.
[٢] - هود ١١: ١١٣.
[٣] - النساء ٤: ٦٠- ٦١.