ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٩
بنابراين، توقيع ياد شده از لحاظ اعتبار سندى قابل اعتماد است.
و اما از لحاظ دلالت، مقصود از «رواة الحديث» صرفا ناقلين حديث نيستند، بلكه مقصود كسانى هستند كه بتوانند حقيقت گفتار أئمه را بازگو كنند. كه همان مفاد راوايت: «روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف أحكامنا» مىباشد.
و مقصود از «حوادث واقعه» رخدادها است، يعنى مسائل مورد ابتلا كه در طور زمان و با تحوّل احوال و اوضاع پيش مىآيد. كه بدست آوردن احكام مربوطه به هر يك، صرفا در تخصّص فقهاى عالىرتبه است و از جمله حوادث واقعه و از مهمترين آنها، مسائل سياسى و اجتماعى امّت هستند كه با تحوّل زمان تغيير پذيرند، و همواره بايستى فقهاى شايسته، احكام هريك را روشن سازند.
در اين توقيع شريف، امام عليه السّلام فقها را مرجع امّت، معرّفى كرده كه در تمامى مسائل سياسى، اجتماعى و غيره به آنان مراجعه مىشود و تنها فقيهان شايسته هستند كه مراجع امّت شناخته شدهاند.
٧- در صحيحه زرارة از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود:
«بنى الاسلام على خمسة أشياء: على الصلاة و الزكاة و الحجّ و الصوم و الولاية. قال زرارة: فقلت: و أىّ شيىء من ذلك أفضل؟ فقال: الولاية. فضل، لأنّها مفتاحهنّ، و الوالى هو الدليل عليهنّ»[١].
اسلام بر پنج پايه استوار است: نماز، زكات، حج، روزه و ولايت.
زراره مىپرسد: كداميك برترند؟
امام عليه السّلام مىفرمايد: ولايت، زيرا ولايت، كليد ديگر فرائض است. و والى (ولى امر مسلمين) رهبر و هدايتكننده به سوى پايههاى شريعت است.
ازاين جهت در كتاب سليم بن قيس هلالى، در فرمايش مولا امير مؤمنان عليه السّلام مىخوانيم:
«و الواجب- فى حكم اللّه و حكم الاسلام- على المسلمين، بعد ما يموت إمامهم ...
أن لا يعملوا عملا، و لا يحدثوا حدثا، و لا يقدموا يدا و لا يبدأوا بشيى، قبل أن يختاروا لأنفسهم إماما عفيفا، عالما، ورعا، عارفا بالقضاء و السنّة، يجمع أمرهم، و يحكم بينهم، و يأخذ للمظلوم من ظالم حقّه، و يحفظ أطرافهم»[٢].
[١] - كافى شريف ج ٢ ص ١٨ باب دعائم الاسلام رقم ٥.
[٢] - كتاب سليم بن قيس ص ١٨٢.