ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٦
دخالتى نداشته است. زيرا پيامبر از جانب خداوند به هردو مقام منصوب گرديده بود و تأكيد پيامبر بر گرفتن بيعت، تنها براى تحكيم و تثبيت پايههاى حكومت خود و فراهم ساختن امكانات بوده است.
بيعتى را كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در روز غدير خم، از مسلمانان، درباره مقام ولايت كبراى مولا أمير مؤمنان عليه السّلام گرفت بر همين منوال بود، پس از آنكه بهطور صريح، على را براى خلافت و امامت پس از خود منصوب نمود، از مردم پيمان وفادارى گرفت، تا امكانات خود را- همانگونه كه در اختيار پيامبر قرار دادهاند در اختيار على عليه السّلام نيز قرار دهند و در تثبيت پايههاى حكومت وى بكوشند.
لذا حضرت فرمود:
«اللّهم وال من والاه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله»[١].
خداوندا، در پرتو عنايت خود قرار ده، كسى را كه خود را در پرتو ولايت كبراى على قرار داده و يارى نما كسى را كه على را يارى كند و از عنايت خود محروم ساز كسى را كه على را رها كرده او را تنها گذارد و يارى نكند.
بيعت واجب الوفا است
بيعت، تعهّدى واجب الوفا است، زيرا شريعت اسلام، آن را از لوازم ايمان شمرده و نقض عهد را مايه فزونى كفر دانسته است.
بيعت از نظر عرف و شرع، تعهّدى است واجب الوفا كه شرافت و كرامت انسانيّت، التزام به آن ار ايجاب مىكند. اين خود يك تعهّد شرعى است كه لزوم آن در عرف، مسلّم بوده، و شرع آن را امضا و تنفيذ نموده و نقض عهد از ديدگاه عقل و شرع، گناه بهشمار مىرود.
قرآن، بر اين أمر به گونههاى مختلف تأكيد كرده است.
اولا، از آن با عنوان «بيع»- كه از عقود لازمه است- ياد كرده است:
«فستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به»[٢].
ثانيا، اينگونه بيعت را بيعت با خدا دانسته كه پيمانى است ناگسستنى:
[١] - الغدير ج ١ ص ١١.
[٢] - سوره توبه ٩: ١١١.