ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٦
تفسير نادرست برخى آيات مربوطه
شايد بگويند اين پندار از آنجا نشأت گرفته كه در كلمات فقها آمده، ولايت فقيه، امتداد ولايت امامان و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله است. از جمله آيات شريفه:
«النبى أولى بالمؤمنين من أنفسهم»[١].
پيامبر، از خود مردم است، در تصميمات مربوطه، اوليّت دارد.
و ما كان لمؤممن و لا مؤمنة اذا قضى اللّه و رسوله امرا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم»[٢].
در تصميمات مربوطه، هرچه پيامبر تصميم گرفت، همان نافذ است، و مردم حق رأى ندارند.
«و شاورهم فى الأمر فإذا عزمت فتوكّل على اللّه»[٣].
پس از مشاورت، آنچه را كه تصميم گرفتى بر خدا توكّل كن.
طبق اين برداشت، اراده ولىّ امر مسلمين بر اراده همگان حاكم است و صلاحديد و نظر او نافذ مىباشد.
برخى از طرفداران تندرو «ولايت مطلقه فقيه» بر اين پندار دامن مىزنند و مىخواهند بگويند إراده، اراده ولىّ امر است و خواسته، خواسته او است. هرچه او انديشه و صلاح ديد، نافذ و لازم الاجرا است. بايد همگى در مقابل دستورات و حتى منويّات او تسليم محض باشند. همانگونه كه درباره پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله آمده:
«ثمّ لا يجدوا فى أنفسهم حرجا مما قضيت و يسلّموا تسليما»[٤].
ولى اينگونه تفسير، بيشتر به «تفسير به رأى» و براساس دلخواه مىماند.
اولا، اينگونه نبوده كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در رابطه با شؤون سياسى و نظامى و جنگ و صلح و ديگر امور مربوط به دنيادارى، از شيوههاى متعارف فراتر رفته، اراده خود را حاكم بداند و در جاى خود خواهم آورد كه مشورت به شيوه متعارف، از اساسىترين دستور العملهاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله بوده، و أمير مؤمنان عليه السّلام نيز همين شيوه نبوى را اتّباع مىفرمود. لذا هرگز ولايت پيامبر و ائمه عليهم السّلام از محدوده متعارف فراتر نرفته و هرگزبه معناى تحكيم يا تحميل اراده نبوده است. در نتيجه ولايت فقيه كه
[١] - احزاب ٣٣: ٦.
[٢] - احزاب ٣٣: ٣٦.
[٣] - آل عمران ٣: ١٥٩.
[٤] - نساء ٤: ٦٥.