ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٥
اين سؤال از آن جهت مطرح است كه از يك سو ضرورت همگون بودن نظامهاى سياسى حاكم بر جهان امروز، ايجاب مىكند كه حكومت اسلامى خود را با عرف سياست جهانى هماهنگ سازد تا امكان برقرارى روابط سياسى براساس ضوابط بينالمللى تحقّقپذير باشد.
و از سوى ديگر، تحزّبگرايى، مايه تشتّت و تفرقه و تضارب آراء گشته و در صفوف مسلمين، رخنه و شكاف ايجاد مىكند و اين برخلاف دستور قرآن كريم است كه به فشرده بودن صفوف مسلمين دستور اكيد داده است:
«و أعتصموا بحبل اللّه جميعا و لا تفرّقوا و اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ كنت أعداء فألّف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخوانا»[١].
به ريسمان ناگسستنى الهى (وحدت و برادرى اسلامى) چنگ زنيد و از هم مپاشيد و ياد آوريد عنايت الهى را كه شما را از دشمنى و ستيز با يكديگر نجات بخشيد و دلهاى شما را به يكديگر نزديك كرد تا آن كه به فضل الهى امروزه برادروار گرد هم آمدهايد.
«من الذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعا كل حزب بما لديهم فرحون»[٢].
اين آيه در نكوهش مشركان مىگويد:
راه و روش خود را از يكديگر جدا ساختند، و به صورت دستهها و گروههاى جدا از يكديگر مىزيستند و هرگروهى به آنچه خود مىپنداشتند، دلخوش بودند.
يعنى در راه و روش و انديشه باهم يكسو نبودند و هر گروه خواسته خود را دنبال مىكرد.
پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله فرمود:
«المسلمون إخوة، تتكافا دماؤهم، و هم يد على من سواهم، يسعى بذمّتهم أدناهم»[٣].
مسلمانان همه برادر و برابرند، و جملگى يكدست در مقابل بيگانه قرار گرفتهاند. آن كه در پائينترين رتبه قرار دارد، با حمايت جمع اقدام
[١] - آل عمران ٣: ١٠٣.
[٢] - انفال ٨: ٤٦.
[٣] - كافى شريف ج ١ ص ٤٠٣- ٤٠٤.