ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٦
مرجعيّت، از آن كسانى است كه قدرت استنباط داشته باشند بالفعل در شناخت احكام شريعت اعمال نظر و اجتهاد نموده طبق ضوابط مقرر، مبانى شرع را بدست آورده باشند. و اين تعبير، افراد مقلّد را شامل نمىگردد، زيرا آگاهى آنان از احكام شريعت، از روى نظر و اجتهاد نيست.
٥- صحيحه ابى خديجه سالم بن مكرّم جمّال:
«عن الإمام الصادق عليه السّلام قال: إيّاكم أن يحاكم بعضكم بعضا إلى أهل الجور، و لكن انظروا إلى رجل منكم يعلم شيئا من قضائنا (قضايانا- خ ل) فاجعلوه بينكم قاضيا، فإنّى قد جعلته قاضيا فتحاكمو إليه»[١].
زنهار تا مسائل اختلافى خود را نزد اهل جور (كسانى كه جايگاه عدالت را به ناحق اشغال كردهاند) نبريد، بلكه از ميان خود كسى را كه از روش حكومت و دادرسى ما آگاه باشد، براى قضاوت برگزينيد چنين كسى را من بدين مقام، منصوب كردهام پس داورى را به نزد او بريد.
برخى اين حديث را به مسأله «قاضى تحكيم» مربوط دانستهاند، ولى از عبارت «فتحاكمو إليه» پيدا است، كه مقصود، منصوب شدن براى مقام قضاوت است، تا همواره، مسائل مورد اختلاف نزد او مطرح گردد.
علاوه، همانگونه كه در مقبوله عمر بن حنظله يادآور شديم، طرح كردن مسأله قضا، به عنوان نمونه و جلوهاى از مسأله حكومت است كه فراتر از مسأله قضا اس.
و اصولا از مناسبت حكم و موضوع و تعليل ياد شده در متن حديث، روشن مىگردد كه مسأله مورد نظر امام، فراتر از امر قضاوت است و أصل مرجعيّت به گونه عام مطرح است كه جامعه اسلامى و بويژه جامعه تشيّع، مسائل خود را نزد طاغوت مطرح نكنند و مرجعيّت با كسانى باشد كه با دين و شريعت سروكار دارند.
شيخ طوسى، همين حديث را به شكلى گستردهتر روايت كرده كه به مقصود ما نزديكتر است:
«قال ابو خديجة: بعثنى أبو عبد اللّه عليه السّلام إلى أصحابنا، فقال: قل لهم: إياكم اذا وقعت بينكم خصومة أو تدارى بينكم فى شيىء من الأخذ و العطاء، أن تتحاكموا إلى أحد من هؤلاء الفسّاق. اجعلوا بينكم رجلا ممّن قد عرف حلالنا و حرامنا، فإنّى قد
[١] - من لا يحضره الفقيه ج ٣ ص ٢. كافى شريف ج ٧ ص ٤١٢ رقم ٤. وسائل ج ٢٧ ص ١٣.