ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦
جامع الشرائط و شايسته مىدانند، ولى نظر به شرائط موجود و عدم امكان تحقّق كامل نظريّه، راههائى را ارائه دادهاند تا دست فقيهان در كار دولتمردان باز باشد، و حكمرانان- كه با قهر و غلبه- بر اريكه سلطنت تكيه زدهاند، يله و رها نباشند، و تا آنجا كه ممكن است، حرمت فقها را نگاه داشته، در حدّ امكان احكام الهى اجرا گردد، و حقّ مظلومان بهطور كلّى ضايع نشود. و اين با نظارت و همكارى نسبى فقيهان ميسّر است. مانند همكارى همه جانبه مولا امير مؤمنان عليه السّلام با خلفاى عصر خويش، چنانچه فرموده: «أنا لكم وزيرا خير لكم منّى أميرا»[١] و از هرگونه همكارى در تدبير امور حكومت وقت دريغ نمىورزيد، و چه بسا از آنان حمايت مىنمد. با آنكه خلافت را حقّ غصب شده خود مىدانست.
«قصيرت و في العين قذى و فى الحلق شجى أرى تراثى نهبا»[٢].
شكيبائى نمودم همانند كسى كه در چشم او خسكى يا در گلوى او خارى باشد. مىديدم كه حقّ موروثى من به تاراج رفته.
اين آخرين حدّ مجاهدت يك مسلمان غيرتمند است، كه براى پيشرفت روند سياسى اسلام بكوشد، و براى احقاق حقّ مظلومان بجوشد، گرچه حقّ خويش را پايمال شده ببيند.
اين نوشتهها و گفتارها از اين فقيهان عاليقدر در دست است، حاكى از غيرت اسلامى ايشان مىباشد، كه در روش و سلوك با سلاطين وقت، به مولاى خود اقتدا نمودهاند. و همانگونه كه شيوه مولا، حاكى از عدول وى از ذى حق بودن خويش نيست، مجارات اين فقيهان نيز حاكى از عدول از نظريّه خويش نخواهد بود.
خردهاى كه ما بر اين نوشتار داريم، آوردن گفتار افرادى است كه هرگز شايستگى لقب شامخ فقاهت را ندارند، و گفتههاى بىاساس اينگونه افراد را، با عنوان نظريّههاى فقهاى شيعه مطرح ساخن، كاملا جفا است.
انگيزه من در اين بحث از آنجا بود كه در برخى نوشتههاى افراد فاقد تخصّص، و نيز گفتههاى بىخبران از مصطلحات فقهى، مسأله «ولايت مطلقه فقيه» زير سؤال برده شده و تفسيرهاى ناروا از آن نمودهاند، هريك از واژههاى بكار رفته در اين عبارت را بگونهاى معنى كردهاند تا سلطنت مطلقه و بىقيدوبند فقيه را تداعى
[١] - نهج البلاغة: خطبه ٩٢.
[٢] - نهج البلاغة: خطبه ٣.