ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦١
و نورا.»[١].
و براى روشن شدن مقام علمى شامخ مولا امير مؤمنان، همين بس كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله به وى فرمود:
«... إنّك تسمع ما أسمع، و ترى ما أرى، إلّا لست بنبىّ ...»[٢].
تمامى آنچه را كه يك پيامبر برجسته خدا، شايستگى شنيدن يا ديدن آن را دارد، على همان شايستگى را دارد. و در مقام فعليّت نيز، آنچه را كه پيامبر اكرم- در مقام نبوّت- درك مىكرد، على نيز درك مىكرد. لذا تمامى شايستگىهاى نبوّت را دارا بود، جز آنكه رسما پيامبر نبود.
ازاينرو على عليه السّلام نفس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله[٣] شناخته شده و الگوى تمام عيار اسلام به شمار مىرود و هركه اسلام را كه در شخص پيامبر تجسم يافته بود، بخواهد بار ديگر ببيند، على را ببيند، زيرا على تجسّم يافته اسلام است ... و لذا هركس بخواهد از علوم و معارف اصيل و آموزههاى اسلام كه پيامبر آورده است بهرهمند گردد، بايد از طريق على عليه السّلام بدان دست يابد:
«أنا مدينه العلم و عليّ بابها، و من أراد المدينة فليأت الباب، فمن أراد العلم فليأت الباب.
«أنا مدينة الحكمة و عليّ بابها. أنا دار الحكمة و على بابها، فمن أراد الحكمة فليأت الباب.
«أنا خزانة العلم و عليّ مفتاحها، فمن أراد الخزانة فليأت المفتاح»[٤].
بنابراين، أئمه أطهار، با بينش و واقعنگرى كه داشتند، براساس مصلحتها و ملاكهاى واقعى، بسيارى از احكام و فروع مسائلى را كه امروزه در دست داريم، به دست تواناى خود وضع و مقرر كردهاند.
اينان، تنها ناقلان حديثهايى كه دست به دست و سينه به سينه به آنان رسيده باشد نبودند، و نيز همچون مجتهدان وقت، از روى مبانى استنباطى، اجتهاد نمىكردند، بلكه همانند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله با در دست داشتن ملاكات شريعت به تشريع احكام مىپرداختند. با اين تفاوت كه پيامبر اكرم، تعليم يافته دست خدا بود،
[١] - المعيار و الموازنة ص ٣٠٠- ٣٠١
[٢] - نهج البلاغه- خطبه قاصعه- رقم ١٩٢.
[٣] - طبق آيه مباهله:\i« و انفسنا و أنفسكم»\E.
[٤] - رجوع شود به بحار الانوار ج ٤٠ باب ٩٤ ص ٢٠٠- ٢٠٧